اجازه ویرایش برای هیچ گروهی وجود ندارد

طور

نویسه گردانی: ṬWR
طور. [ طَ ] (ع اِ) یک بار. ج ، اطوار. قال اﷲ تعالی : خلقکم اطواراً ۞ ؛ قال الاخفش ای طَوراً نطفةً و طَوراً عَلقةً و طوراً مُضغةً. (منتهی الارب ). کرت . بار. || مساوی چیزی .مقابل چیزی . (منتهی الارب ). آنچه بر طرف چیزی یا مقابل چیزی باشد. (منتخب اللغات ). || حد و قدر و نهایت چیز. گویند: فلان عدا طوره ؛ ای حدّه . (منتهی الارب ). عدا طوره ؛ از حد بگذشت . (مهذب الاسماء). مقدار. حد فاصل میان دو چیز. (منتهی الارب ). فاصله ٔ میان دو چیز. (منتخب اللغات ). || نوع و صنف ، گویند: الناس اطواراً؛ ای اصناف مختلفون . (منتهی الارب ). حال . گونه . حالت . چگونگی . سان . طرز. روش . نوع . قاعده و قانون . (برهان ): بطوری . بطوری که . بدین طور.
واژه های قبلی و بعدی
واژه های همانند
۶۱ مورد، زمان جستجو: ۰.۰۹ ثانیه
گنبد سلم و تور. [ گُم ْ ب َ دِ س َ م ُ ] (اِخ ) برجی مخروطی شکل با پوشش ساروجی به ارتفاع بالغ بر صد پا و بقطر سی پا است . فریزر میگوید: بگفته ...
« قبلی ۱ ۲ ۳ ۴ ۵ ۶ صفحه ۷ از ۷ بعدی »
نظرهای کاربران
نظرات ابراز شده‌ی کاربران، بیانگر عقیده خود آن‌ها است و لزوماً مورد تأیید پارسی ویکی نیست.
برای نظر دادن ابتدا باید به سیستم وارد شوید. برای ورود به سیستم روی کلید زیر کلیک کنید.