طیر
نویسه گردانی:
ṬYR
طیر. [ طَ ] (اِخ ) (الَ ...) نام محلی که آن را رکن هم میگفته اند. رجوع به الجماهر بیرونی ص 271 شود.
واژه های همانند
۶۳ مورد، زمان جستجو: ۰.۱۷ ثانیه
بسر تیر رسانیدن . [ ب ِ س َ رِرِ / رَ دَ ] (مص مرکب ) بر سر تیر رسانیدن . شکار شدن ، تیر خوردن : و هرگاه نخجیر دال طبع خجسته اش هوس شکار کردی ...
«ماتریلیوز» (Le Mitrailleuse) سلاح قدیمی فرانسوی است که به عنوان نوعی سلاح خودکار شلیک پیاپی (مسلسل) شناخته میشود و نام اولیهی «لو گولوآ» (Le Gauloi...
تیر. (اِ) # تیر کشتی و عصار و خانه و داربام. (لغت فرس اسدی چ اقبال ص 139). هر چوب راست را گویند همچو تیری که خانه بدان پوشند و تیری که در میان کشتی نص...