عاسل
نویسه گردانی:
ʽASL
عاسل . [ س ِ ] (ع ص ) انگبین گیرنده . (منتهی الارب ) (آنندراج ). || نیزه ٔ سخت لرزان . (منتهی الارب ) (آنندراج ) (مهذب الاسماء). || مرد نیک و صالح . ج ، عُسُل . || مرد ستوده کردار و نیک عمل که بدان ستایش و ذکر او را بیارایند و مانند انگبین شیرین گردانند. || (اِ) گرگ . ج ، عُسَّل . (منتهی الارب ) (آنندراج ).
واژه های همانند
۱۶۹ مورد، زمان جستجو: ۰.۲۷ ثانیه
عسل صعتر. [ ع َ س َ ل ِ ص َ ت َ ] (ترکیب اضافی ، اِ مرکب ) از ادویه است و محرورین را مضر است . (از مخزن الادویة).
زنبور عسل حشرات بالداری هستند که ارتباط نزدیکی با خانواده مورچهها و زنبورهای بیعسل دارند. این حشرات، بهدلیل نقش مهمی که در گردهافشانی دارند و همچن...
(the point، The essence) Get to the point. (برو سر اصل مطلب.) The essence:(عصاره یا ماهیت مطلب) همتای پارسی این دو واژه ی عربی، اینهاست: جان سخن (دری)...
این واژه به تازگی اضافه شده است و هنوز هیچ کسی برای آن معنی ننوشته است. برای اینکه برای این واژه معنی بنویسید
اینجا کلیک کنید.
عسل یابس . [ ع َ س َ ل ِ ب ِ ] (ترکیب وصفی ، اِ مرکب ) خشکنگبین است ، و طعام طیب رقیق را نامند. (مخزن الادویة). و رجوع به عسل خشک و خشک انگ...
عسل طبرزد. [ ع َ س َ ل ِ طَ ب َ زَ ] (ترکیب اضافی ، اِ مرکب ) عسل الطبرزد. شیره ٔ نبات . (مخزن الادویة) (بحر الجواهر) (برهان قاطع) (آنندراج ). مای...
عسل هلیلج . [ ع َ س َ ل ِ هََ لی ل َ ] (ترکیب اضافی ، اِ مرکب ) عسل مربی به هلیلج است . (از فهرست مخزن الادویة). و رجوع به هلیلج شود.
عسل زیتون . [ ع َ س َ ل ِ زَ / زِ ] (ترکیب اضافی ، اِ مرکب )عسل داود. عسل درخت زیتون . رجوع به عسل داود شود.
عسل بلادر. [ ع َس َ ل ِ ب َ دُ ] (ترکیب اضافی ، اِ مرکب ) رطوبت سیاه چسبنده است که از بلادر برمی آید در حین فشار، و آن را دهن بلادر نیز نامن...
عسل بلیلج . [ ع َ س َل ِ ب َ لی ل َ ] (ترکیب اضافی ، اِ مرکب ) مربی به بلیلج است . (فهرست مخزن الادویة). و رجوع به بلیلج شود.