اجازه ویرایش برای هیچ گروهی وجود ندارد

عالی

نویسه گردانی: ʽALY
عالی . (اِخ ) ده کوچکی است از دهستان بیضا بخش اردکان شهرستان شیراز. واقع در 28هزارگزی جنوب خاوراردکان و سه هزارگزی راه فرعی زرقان به بیضا و دارای 36 تن سکنه است . (از فرهنگ جغرافیائی ایران ج 7).
واژه های قبلی و بعدی
واژه های همانند
۵,۷۹۹ مورد، زمان جستجو: ۱.۶۶ ثانیه
علی حرازم . [ ع َ ی ِ؟ ] (اِخ ) ابن عربی براده ٔمغربی فاسی تیجانی . صوفی و از اهل طرق بود. او راست : 1 - الارشادات الربانیة بالفتوحات الالهیة...
علی حلوانی . [ ع َ ی ِ ح ُ ] (اِخ ) ابن محمدبن احمدبن محمدبن محمود مکنّی به ابوالقاسم و مشهور به ابن حلوانی . وی از بغداد به ممالک دیگر س...
علی حمیری . [ ع َ ی ِ ح ِ ی َ ] (اِخ ) ابن احمدبن حمدون اندلسی حمیری ، مکنّی به ابوالحسن و ملقّب به نورالدین . نحوی ولغوی قرن هفتم هجری ...
علی حمیری . [ ع َ ی ِ ح ِ ی َ ] (اِخ ) ابن ادریس بن علی قصاره ٔ حمیری . رجوع به علی قصاره شود.
علی حمیری . [ ع َ ی ِ ح ِ ی َ ] (اِخ ) ابن عبداﷲبن محمدبن عبدالملک بن یحیی بن ابراهیم حمیری کتامی فاسی ، مکنّی به ابوالحسن . رجوع به علی ...
علی حمیری . [ ع َ ی ِ ح ِ ی َ ] (اِخ ) ابن عبدالواحدبن علی بن جعفر نهدی حمیری . رجوع به علی نهدی شود.
علی حمیری . [ ع َ ی ِ ح ِ ی َ ] (اِخ )محمدبن جعفربن حسین بن محمدبن صباح حمیری یمنی . پدر حسن صباح . او مردی متزهد بود و در ری به سر می برد....
علی حمیری . [ ع َ ی ِ ح ِ ی َ ] (اِخ ) ابن مهدی بن محمدبن علی بن داودبن محمدبن عبداﷲبن محمدبن احمدبن عبدالقاهربن عبداﷲبن اغلب بن ابی الفو...
علی شعرانی . [ع َ ی ِ ش َ ] (اِخ ) ابن احمد نجاری شعرانی شافعی . فقیه و اصولی بود. او راست : حاشیه بر شرح جمعالجوامع سبکی ، که در سال 970 هَ...
علی شعبانی . [ ع َ ی ِ ش َ ] (اِخ ) (علی اطول ...) ابن محمد قسطمونی رومی خلوتی شعبانی . مشهور به قره باش . رجوع به علی اطول قره باش شود.
نظرهای کاربران
نظرات ابراز شده‌ی کاربران، بیانگر عقیده خود آن‌ها است و لزوماً مورد تأیید پارسی ویکی نیست.
برای نظر دادن ابتدا باید به سیستم وارد شوید. برای ورود به سیستم روی کلید زیر کلیک کنید.