عام
نویسه گردانی:
ʽAM
عام . (ع اِ) سال . ج ، اَعوام . (مهذب الاسماء) (اقرب الموارد)(غیاث اللغات ) (آنندراج ) (منتهی الارب ) :
تا عام نام سال بود شهر نام ماه
اقبال را نظر بسوی شهر و عام نیست .
واژه های همانند
۷۳۷ مورد، زمان جستجو: ۰.۳۱ ثانیه
ام السماء. [ اُم ْ مُس ْ س َ ] (ع اِ مرکب ) کهکشان . (ناظم الاطباء).
ام السلمه . [ اُم ْ مُس ْ س َ ل َ م َ ] (اِخ ) رجوع به ام سلمه شود.
ام العرب . [ اُم ْ مُل ْ ع َ رَ ](اِخ ) دهی است در مصر. رجوع به معجم البلدان شود.
ام العرب . [ اُم ْ مُل ْ ع َ رَ ] (اِخ ) پشته ای است در سماوه (واقع در عراق ). (از تاج العروس ).
ام العرب . [ اُم ْ مُل ْ ع َ رَ ] (اِخ ) در حدیث به هاجر مادراسماعیل اطلاق شده است . رجوع به معجم البلدان شود.
ام الصخر. [ اُم ْ مُص ْ ص َ ] (اِخ ) یکی از دهستانهای بخش شادگان شهرستان خرمشهر است که در شمال و شمال خاوری شادگان واقع شده است . هوایش گ...
ام الصخر. [ اُم ْ مُص ْص َ ] (اِخ ) قصبه ٔ مرکز دهستان ام الصخر از بخش شادگان شهرستان خرمشهر است در 15 هزارگزی شمال خاوری شادگان در کنار راه ...
ام الفرج . [ اُم ْ مُل ْ ف َ رَ ] (ع اِ مرکب ) طعامی است که از گوشت و برنج و شکر ترتیب دهند. (از اقرب الموارد)(منتهی الارب ) (ناظم الاطباء) ...
ام الغول . [اُم ْ مُل ْ ] (ع اِ مرکب ) نره . (المرصع). آلت مرد.
ام العین . [ اُم ْ مُل ْ ع َ ] (اِخ ) آبی است نزدیک سمیراء در راه مکه . (از تاج العروس ). و رجوع به معجم البلدان شود.