عباد
نویسه گردانی:
ʽBAD
عباد. [ع ِ ] (ع اِ) ج ِ عبد. بندگان . (اقرب الموارد) (منتهی الارب ) (ناظم الاطباء) (آنندراج ). رجوع به عبد شود.
واژه های همانند
۳,۷۳۷ مورد، زمان جستجو: ۱.۲۰ ثانیه
مهدی آباد. [ م ِ] (اِخ ) دهی است از بخش نجف آباد شهرستان اصفهان . دارای 332 تن سکنه . (از فرهنگ جغرافیائی ایران ج 10).
مهدی آباد.[ م ِ ] (اِخ ) دهی است از بخش حومه ٔ شهرستان یزد. دارای 653 تن سکنه . (از فرهنگ جغرافیائی ایران ج 10).
گرفته شده ازوبلاک :arteshabad.persianblog.ir روستای ارتش آباد د...
نام قبلی شهرستان وشهرمبارکه ی اصفهان در زمان قبل از صفویه
نام روستایی در 50 کیلومتری رفسنجان که نام پیشین آن الله آباد بوده است.دارای 400نفر سکنه میباشد-علی حاج محمدحسینی
این واژه به تازگی اضافه شده است و هنوز هیچ کسی برای آن معنی ننوشته است. برای اینکه برای این واژه معنی بنویسید
اینجا کلیک کنید.
سِریش آباد شهری است در استان کردستان در غرب ایران. این شهر در بخش سریش آباد شهرستان قروه قرار گرفته است. جمعیت این شهر در سال ۱۳۸۵، برابر با ۶٬۹۵۸ نفر...
این واژه به تازگی اضافه شده است و هنوز هیچ کسی برای آن معنی ننوشته است. برای اینکه برای این واژه معنی بنویسید
اینجا کلیک کنید.
شهرستانی از توابع بندرعباس در جنوب ایران, همینطور نام قدیم شهرستان زرین دشت در نزدیکی داراب فارس
یونس آباد. [ ن ِ ] (اِخ ) دهی است از دهستان زیراستاق بخش مرکزی شهرستان شاهرود، واقع در 7هزارگزی جنوب شاهرود و 2هزارگزی ایستگاه راه آهن شاهر...