اجازه ویرایش برای هیچ گروهی وجود ندارد

عباد

نویسه گردانی: ʽBAD
عباد. [ع ِ ] (ع اِ) ج ِ عبد. بندگان . (اقرب الموارد) (منتهی الارب ) (ناظم الاطباء) (آنندراج ). رجوع به عبد شود.
واژه های قبلی و بعدی
واژه های همانند
۳,۷۳۷ مورد، زمان جستجو: ۱.۱۹ ثانیه
تراب آباد. [ ت ُ ] (اِخ ) دهی از دهستان انار است که در شهرستان رفسنجان و هشتادوسه هزارگزی شمال باختری رفسنجان و چهارهزارگزی شوسه ٔ رفسنجان ...
پلنگ آباد. [ پ َ ل َ ] (اِخ ) نام قریه ای در دهستان نشتای تنکابن . (سفرنامه ٔ مازندران و استرآباد تألیف رابینو ص 106).
پلنگ آباد. [ پ َ ل َ ] (اِخ ) دهی جزء دهستان اشتهارد در بخش کرج از شهرستان تهران در 54 هزارگزی جنوب شرقی کرج و سر راه شوسه ٔ کرج به اشتها...
پلنگ آباد. [ پ َ ل َ] (اِخ ) دهی است جزء دهستان مزدقان چای در بخش نوبران از شهرستان ساوه در 26هزارگزی جنوب غربی نوبران دارای 164 تن سکنه...
پناه آباد. [ پ َ ] (اِ) نام سکه ای که رئیس ایل جوانشیر در پناه آباد (یعنی قلعه ٔ شوشی ) ضرب کرد و به اسم پناه آبادی و سپس پناه آباد و پناه ...
بیجن آباد. [ ج َ ] (اِخ ) دهی از دهستان حومه ٔ شهرستان ملایر است که دارای 433 تن سکنه است . (از فرهنگ جغرافیائی ایران ج 5).
بهشت آباد. [ب ِ هَِ ] (اِ مرکب ) کنایه از دنیا است : چوسرو باش تهیدست فارغ از هر بدچو نخل باش ستوده در این بهشت آباد.سعدی .
بهشت آباد. [ ب ِ هَِ ] (اِخ ) دهی از دهستان کشکوئیه است که در شهرستان رفسنجان واقع شده است . دارای 400 تن سکنه می باشد. (از فرهنگ جغرافیائ...
بهمن آباد. [ ب َ م َ ] (اِخ ) دهی از دهستان کشکوئیه است که در شهرستان رفسنجان واقع است . دارای 450 تن سکنه است . (از فرهنگ جغرافیائی ایران ...
بهمن آباد. [ب َ م َ ] (اِخ ) شهرکی است خرد [ از خراسان ] بر راه ری و اندر وی کشت و زرع بسیار است . (حدود العالم ).
نظرهای کاربران
نظرات ابراز شده‌ی کاربران، بیانگر عقیده خود آن‌ها است و لزوماً مورد تأیید پارسی ویکی نیست.
برای نظر دادن ابتدا باید به سیستم وارد شوید. برای ورود به سیستم روی کلید زیر کلیک کنید.