اجازه ویرایش برای هیچ گروهی وجود ندارد

عباد

نویسه گردانی: ʽBAD
عباد. [ع ِ ] (ع اِ) ج ِ عبد. بندگان . (اقرب الموارد) (منتهی الارب ) (ناظم الاطباء) (آنندراج ). رجوع به عبد شود.
واژه های قبلی و بعدی
واژه های همانند
۳,۷۳۷ مورد، زمان جستجو: ۱.۲۵ ثانیه
حنطل آباد. [ ح َ طَ ] (اِخ ) دهی است از دهستان کاه بخش داورزن شهرستان سبزوار. واقع در 45هزارگزی جنوب خاوری داورزن . ناحیه ای است کوهستانی ...
حشمت آباد. [ ح ِ م َ ] (اِخ ) ده کوچکی است از دهستان سربند بالای بخش سربند شهرستان اراک . واقع در 52هزارگزی جنوب باختری آستانه و شش هزارگزی...
حشمت آباد. [ ح ِ م َ ] (اِخ ) دهی است از دهستان مواضعخان بخش ورزقان شهرستان اهر. واقع در شانزده هزارگزی جنوب ورزقان و سیزده هزارگزی جاده ٔ ...
حشمت آباد. [ ح ِ م َ ] (اِخ ) دهی است از دهستان بخش دورود شهرستان بروجرد. یازده هزارگزی خاور دورود واقع در سه هزارگزی شمال ایستگاه رودک . ناحی...
حشمت آباد. [ ح ِ م َ ] (اِخ ) نام یکی از دهستان های سه گانه ٔبخش دورود است . این دهستان در خاور دورود واقع و حدود آن بشرح زیر است : از شمال ب...
حشمت آباد. [ ح ِ م َ ] (اِخ ) دهی است از دهستان زاوه بخش حومه ٔ شهرستان تربت حیدریه واقع در سی هزارگزی شمال خاوری تربت حیدریه . سر راه شوسه ...
حشمت آباد. [ ح ِ م َ ] (اِخ ) دهی است از دهستان بالارخ بخش کدکن شهرستان تربت حیدریه . واقع در 36هزارگزی جنوب خاوری کدکن سر راه شوسه ٔ عمومی...
حبیب آباد. [ ح َ ](اِخ ) دهی جزء دهستان بهنام سوخته ٔ بخش ورامین شهرستان تهران . 5000گزی خاور ورامین در 2000 گزی شمال راه شوسه و راه آهن . ...
حبیب آباد. [ ح َ ] (اِخ ) به نام فعلی آن وزیرآباد مراجعه شود. (فرهنگ جغرافیایی ایران ج 2).
حبیب آباد. [ ح َ ] (اِخ ) دهی ازدهستان زوار از شهرستان شهسوار، چهارده هزارگزی جنوب خاوری شهسوار. سه هزارگزی جنوب راه شوسه ٔ شهسوار به چالوس ....
نظرهای کاربران
نظرات ابراز شده‌ی کاربران، بیانگر عقیده خود آن‌ها است و لزوماً مورد تأیید پارسی ویکی نیست.
برای نظر دادن ابتدا باید به سیستم وارد شوید. برای ورود به سیستم روی کلید زیر کلیک کنید.