اجازه ویرایش برای هیچ گروهی وجود ندارد

عباد

نویسه گردانی: ʽBAD
عباد. [ع ِ ] (ع اِ) ج ِ عبد. بندگان . (اقرب الموارد) (منتهی الارب ) (ناظم الاطباء) (آنندراج ). رجوع به عبد شود.
واژه های قبلی و بعدی
واژه های همانند
۳,۷۳۷ مورد، زمان جستجو: ۱.۸۰ ثانیه
فیض آباد. [ ف ِ] (اِخ ) دهی است از بخش فسا از شهرستان فسا که دارای 35 تن سکنه است . (از فرهنگ جغرافیایی ایران ج 7).
فیض آباد. [ ف ِ ] (اِخ ) ده کوچکی است از دهستان فسارود از بخش داراب شهرستان فسا که دارای 25 تن سکنه است . (از فرهنگ جغرافیایی ایران ج 7).
فیض آباد. [ ف ِ ] (اِخ ) دهی است از بخش فهرج شهرستان بم که دارای 228 تن سکنه است . آب آن از قنات و محصول عمده اش غله ، خرما و حناست . (...
فیض آباد. [ ف ِ ] (اِخ ) دهی است از بخش شهداد شهرستان کرمان که دارای 80 تن سکنه است . (از فرهنگ جغرافیایی ایران ج 8).
فیض آباد. [ ف ِ ] (اِخ ) دهی است از بخش زرند شهرستان کرمان که دارای 69 تن سکنه است . آب آن از قنات و محصول عمده اش غله ، حبوب ،پسته و پن...
فیض آباد. [ ف ِ ](اِخ ) دهی است از بخش نوق شهرستان رفسنجان که دارای 54 تن سکنه است . آب آن از قنات و محصول عمده اش غله ،پسته و پنبه اس...
فیض آباد. [ ف ِ ] (اِخ ) دهی است از بخش حومه ٔ شهرستان رفسنجان که دارای 47 تن سکنه است . (از فرهنگ جغرافیایی ایران ج 8).
فیض آباد. [ ف ِ ] (اِخ ) ده کوچک دیگری است از بخش حومه ٔ شهرستان رفسنجان که دارای 45 تن سکنه است . (از فرهنگ جغرافیایی ایران ج 8).
فیض آباد. [ ف ِ ] (اِخ ) ده کوچکی است از دهستان سعیدآباد بخش مرکزی شهرستان سیرجان که دارای 15 تن سکنه است . (از فرهنگ جغرافیایی ایران ج...
فیض آباد. [ ف ِ ] (اِخ ) ده کوچکی است از بخش راین شهرستان بم که دو خانوار در آن ساکن اند. (از فرهنگ جغرافیایی ایران ج 8).
نظرهای کاربران
نظرات ابراز شده‌ی کاربران، بیانگر عقیده خود آن‌ها است و لزوماً مورد تأیید پارسی ویکی نیست.
برای نظر دادن ابتدا باید به سیستم وارد شوید. برای ورود به سیستم روی کلید زیر کلیک کنید.