عباد
نویسه گردانی:
ʽBAD
عباد. [ ع ِ ] (اِخ ) قبیله های پراکنده از تازیان که در حیره بر نصرانیت مجتمع شدند. (منتهی الارب )(از اقرب الموارد) (ناظم الاطباء) (از معجم قبائل العرب ). و نسبت به آن عبادی است . رجوع به عبادی شود.
واژه های همانند
۳,۷۳۷ مورد، زمان جستجو: ۱.۴۸ ثانیه
تن آباد. [ ت َ ] (اِ ص مرکب ) تندرست . قوی . فربه و نیرومند. تن آباد : همیشه تن آباد با تاج و تخت ز درد و غم آزاد پیروزبخت .فردوسی .
جم آباد. [ ج َ ] (اِخ ) از دیه های قم است . (مرآت ج 4 ص 263).
چم آباد. [ چ َ ] (اِخ ) ده کوچکی است از دهستان پیرگان بخش اردل شهرستان شهرکرد که در 51 هزارگزی شمال باختر اردل و 24 هزارگزی راه فارسان ب...
دل آباد. [ دِ ] (اِخ ) دهی از دهستان انقورات بخش حومه ٔ شهرستان بیرجند. آب آن از قنات و چشمه و محصول آن غلات و زعفران است . (از فرهنگ جغ...
دب آباد. [ دَ ] (اِخ ) ده کوچکی است از دهستان تمین بخش میرجاوه شهرستان زاهدان . در 19هزارگزی جنوب باختری میرجاوه . کنار راه فرعی میرجاوه ...
عبس آباد. [ ع َ ب َ ] (اِخ ) دهی است از دهستان رشخوار بخش رشخوار شهرستان تربت حیدریه . واقع در 65هزارگزی شمال باختری رشخوار و 20هزارگزی جنوب ...
عدم آباد. [ ع َ دَ ] (اِ مرکب )کنایه از دنیای دیگرست . مرگ که خاتمت زندگی است و مرادف با عدم خانه و عدم زار و عدم گاه است : کس نیامد به ج...
عرب آباد. [ ع َ رَ ] (اِخ ) دهی است از دهستان یهود بخش طبس شهرستان فردوس . 151 تن سکنه دارد. آب آن از قنات و شغل اهالی زراعت است . (از فر...
عرب آباد. [ ع َ رَ ] (اِخ ) دهی از بخش ماهان شهرستان کرمان . ناحیه ای است کوهستانی و سردسیر. 180 تن سکنه دارد. آب آن از چشمه و قنات تأمی...
عرب آباد. [ ع َ رَ ] (اِخ ) دهی است از دهستان بالارخ بخش کدکن شهرستان تربت حیدریه . واقع است در دشت . هوای آن معتدل است . 198 تن سکنه دا...