عباد
نویسه گردانی:
ʽBAD
عباد. [ ع َب ْ با ] (اِخ ) دهی است به مرو که اهل محل آن را شنک عباد نامند و محدثان سِنج عباد نویسند.فاصله ٔ آن تا مرو 4 فرسخ است . (از معجم البلدان ).
واژه های همانند
۳,۷۳۷ مورد، زمان جستجو: ۱.۱۹ ثانیه
رزق آباد. [ رِ ] (اِخ ) ده کوچکی است از دهستان القورات بخش حومه ٔ شهرستان بیرجند. آب آنجا از قنات . محصولات عمده ٔ آن غلات است . (از فرهنگ ...
رزق آباد. [ رِ ] (اِخ ) دهی از دهستان بالا ولایت بخش حومه ٔ شهرستان کاشمر. سکنه ٔ آن 1240 تن . آب آنجا از قنات . محصولات عمده ٔ آن غلات و پن...
رزم آباد. [ رَ ] (اِخ ) دهی از دهستان شنبه ٔ بخش خورموج شهرستان بوشهر. سکنه ٔ آن 100 تن . آب آنجا از چاه . محصولات عمده ٔ آن غلات و راه آنج...
حاج آباد. (اِخ ) نام محلی کنار راه لاهیجان به رشت میان لاهیجان و سرخاب ، در 555400 گزی تهران .
چرک آباد. [ چ ِ ] (اِخ ) دهی ازدهستان مرکور بخش سلوانا شهرستان ارومیه که در 31هزارگزی جنوب خاوری سلوانا و 4هزارگزی جنوب ارابه رو دیزج بزیو...
چمن آباد. [ چ َ م َ ] (اِخ ) مؤلف مرآت البلدان نویسد: یکی از قرای خواف است . (از مرآت البلدان ج 4 ص 267). در فرهنگ جغرافیایی آمده است : ...
چنگ آباد. [ چ ُ ] (اِخ ) دهی است از دهستان میان جام بخش تربت جام شهرستان مشهد واقع در هجده هزارگزی شمال خاوری تربت جام و سه هزارگزی باختر...
چوت آباد. (اِخ ) دهی است از بخش قصرقند شهرستان چاه بهار. دارای 200 تن سکنه . آب آن از قنات و محصولش غلات ، برنج ، خرما و لبنیات است . (از فر...
حجت آباد. [ ح ُج ْ ج َ ] (اِخ ) رجوع به کانی تاله شود.
حجت آباد. ۞ [ ح ُج ْ ج َ ] (اِخ ) دهی است جزء دهستان اجارود بخش گرمی شهرستان اردبیل در ده هزارگزی شمال گرمی پنج هزارگزی شوسه ٔ گرمی و بیل...