اجازه ویرایش برای هیچ گروهی وجود ندارد

عباد

نویسه گردانی: ʽBAD
عباد. [ ع َب ْ با ] (اِخ ) دهی است به مرو که اهل محل آن را شنک عباد نامند و محدثان سِنج عباد نویسند.فاصله ٔ آن تا مرو 4 فرسخ است . (از معجم البلدان ).
واژه های قبلی و بعدی
واژه های همانند
۳,۷۳۷ مورد، زمان جستجو: ۲.۰۲ ثانیه
نجم آباد. [ ن َ ] (اِخ ) دهی است از دهستان سلطان آباد بخش حومه ٔ شهرستان سبزوار، در 62 هزارگزی شمال شرقی سبزوار و 12 هزارگزی سلطان آباد در دا...
نجم آباد. [ ن َ ](اِخ ) ده کوچکی است از دهستان چناران بخش حومه و ارداک شهرستان مشهد. (از فرهنگ جغرافیائی ایران ج 9).
نرج آباد. [ن َ ] (اِخ ) دهی است از دهستان بناجو بخش بناب شهرستان مراغه ، در 8500گزی جنوب شرقی بناب و یک هزارگزی مشرق راه مراغه به میاند...
نبی آباد. [ ن َ ] (اِخ ) دهی است از دهستان برده بره ٔ بخش اشترینان شهرستان بروجرد در 5 هزارگزی مغرب اشترینان بر کنار راه مالرو فتح آباد به ...
نبی آباد.[ ن َ ] (اِخ ) دهی است از دهستان ییلاق بخش قروه ٔ شهرستان سنندج در 30 هزارگزی جنوب غربی قروه و دوهزارگزی مغرب راه قروه به سنق...
نبی آباد. [ ن َ ] (اِخ ) از دهات دهستان نعلین بخش سردشت شهرستان مهاباد، در 27500 گزی شمال سردشت و 14 هزارگزی مغرب جاده ٔ شوسه ٔ سردشت به ...
نزل آباد. [ ن َ ] (اِخ ) دهی است از دهستان قصبه ٔ بخش حومه ٔ شهرستان سبزوار، در 15هزارگزی مشرق سبزوار در جلگه ٔ معتدل هوائی واقع است و 375 تن...
ینک آباد. [ ی َ ] (اِخ ) دهی است از دهستان جرقویه ٔ بخش حومه ٔ شهرستان شهرضا، واقع در 45هزارگزی خاور شهرضا، با 3086 تن سکنه . آب آن از قنات ...
یگن آباد. [ ی ِ ] (اِخ ) دهی است از دهستان چهاربلوک بخش سیمینه رود شهرستان همدان ، واقع در 10000گزی شمال باختری همدان و 3000گزی شمال شوسه ٔ...
این واژه به تازگی اضافه شده است و هنوز هیچ کسی برای آن معنی ننوشته است. برای اینکه برای این واژه معنی بنویسید اینجا کلیک کنید.
نظرهای کاربران
نظرات ابراز شده‌ی کاربران، بیانگر عقیده خود آن‌ها است و لزوماً مورد تأیید پارسی ویکی نیست.
برای نظر دادن ابتدا باید به سیستم وارد شوید. برای ورود به سیستم روی کلید زیر کلیک کنید.