عباد
نویسه گردانی:
ʽBAD
عباد. [ ع َب ْ با ] (اِخ ) دهی است به مرو که اهل محل آن را شنک عباد نامند و محدثان سِنج عباد نویسند.فاصله ٔ آن تا مرو 4 فرسخ است . (از معجم البلدان ).
واژه های همانند
۳,۷۳۷ مورد، زمان جستجو: ۱.۰۶ ثانیه
شاه آباد. (اِخ ) دهی از دهستان بیزکی شهرستان مشهد. دارای 349 تن سکنه . آب آن از قنات . محصول آن غلات ، چغندر و سیب زمینی و شغل اهالی زراع...
شاه آباد. (اِخ ) دهی از دهستان ریوند بخش حومه ٔ شهرستان نیشابور. دارای 111 تن سکنه . آب آن از قنات . محصول آن غلات و شغل اهالی زراعت است...
شاه آباد. (اِخ ) ده کوچکی است از بخش نجف آباد شهرستان اصفهان . دارای 63 تن سکنه . آب آن از زاینده رود. محصول آن غلات و شغل اهالی زراعت ...
شاه آباد. (اِخ ) دهی از دهستان پیشکوه بخش تفت شهرستان یزد. دارای 633 تن سکنه . آب آن از قنات . محصول آن غلات و شغل اهالی زراعت است . (...
شاه آباد. (اِخ ) در هشت فرسخی شمال باختری شوشتر سر راه دزفول ، خرابه هایی که امروز شاه آباد می نامند دیده می شود و این موقع شهر جندیشاپور یا ج...
شاه آباد. (اِخ ) نام دهی است واقع در پنج فرسخ و نیم میانه ٔشمال و مغرب قاضیان . (از فارسنامه ٔ ناصری ص 244).
شاه آباد. (اِخ ) نام محلی است در کنار جاده ٔ تهران و قزوین واقع در 18760 گزی تهران میان مهرآباد و اسماعیل آباد. (یادداشت مؤلف ).
شاه آباد. (اِخ ) نام محلی کنار راه نیشابور و مشهد و میان نیشابور و عباس آباد واقع در 807300گزی تهران . (یادداشت مؤلف ). || نام قصبه ای است ...
شاه آباد. (اِخ ) دهی از دهستان افزر بخش قیروکازرین شهرستان فیروزآباد.دارای 52 تن سکنه . آب آن از رودخانه . محصول آن غلات ،برنج ، خرما است ....
شاه آباد. (اِخ ) قریه ای است در 24هزارگزی تهران میان مهرآباد و کرج . کنار خط تهران به تبریز و آنجا ایستگاه ترن است . (یادداشت مؤلف ).