عباد
نویسه گردانی:
ʽBAD
عباد. [ ع َب ْ با ] (اِخ ) ابن الحصین بن یزیدبن عمرو الحبطی التمیمی ، مکنی به ابوجهضم و در عصر خود از فرسان بنی تمیم بود. وی از جانب ابن زبیر به ریاست شرطه ٔ بصره منصوب گردید و در ایام قتل مختار از همراهان مصعب بود.او از کسانی است که با عبداﷲبن عامر در فتح کابل حضور داشت و فتنه ٔ ابن اشعث را نیز درک کرد و به سال 85 هَ . ق . در کابل به قتل رسید. (از الاعلام زرکلی ).
واژه های همانند
۳,۷۳۷ مورد، زمان جستجو: ۱.۱۷ ثانیه
نقل آباد.[ ن ُ ] (اِخ ) دهی است از دهستان طارم بالا از بخش سیرد شهرستان زنجان . (از فرهنگ جغرافیایی ایران ج 2).
نقی آباد. [ ن َ ] (اِخ ) ده کوچکی است از دهستان سبزواران بخش مرکزی شهرستان جیرفت . (از فرهنگ جغرافیایی ایران ج 8).
نقی آباد. [ ن َ ] (اِخ ) دهی است از دهستان میان آباد بخش اسفراین شهرستان بجنورد، در 12هزارگزی جنوب اسفراین در جلگه ٔ معتدل هوائی واقع است و ...
نقی آباد. [ ن َ ] (اِخ ) دهی است از دهستان قیس آباد بخش خوسف شهرستان بیرجند، در 50هزارگزی جنوب خوسف در جلگه ٔ گرمسیری واقع است و 322 تن سک...
نجم آباد. [ ن َ ] (اِخ ) دهی است از دهستان نوق شهرستان رفسنجان ، در 72 هزارگزی شمال غربی رفسنجان بر کنار جاده ٔ رفسنجان به بافق در جلگه ٔ ...
نجم آباد. [ ن َ ] (اِخ ) دهی است از دهستان اردوغش بخش قدمگاه شهرستان نیشابور. (از فرهنگ جغرافیائی ایران ج 9).
نجم آباد. [ ن َ ] (اِخ ) دهی است از دهستان مرکزی بخش جویمند شهرستان گناباد، در 24 هزارگزی جنوب غربی گناباد در دامنه ٔ گرمسیری واقع است و 18...
نجم آباد. [ ن َ ] (اِخ ) قصبه ای است از دهستان افشاریه ٔساوجبلاغ شهرستان کرج ، در 48 هزارگزی مغرب کرج و 18 هزارگزی جنوب راه کرج به قزوین ...
نجم آباد. [ ن َ ] (اِخ ) ده کوچکی است از بخش جعفرآباد شهرستان ساوه . (از فرهنگ جغرافیائی ایران ج 1).
نجم آباد. [ ن َ ] (اِخ ) دهی است از دهستان غار شهرری ، در 12 هزارگزی جنوب شهرری و 6 هزارگزی مغرب راه ورامین در جلگه ٔ معتدلی واقع است و 12...