عباد
نویسه گردانی:
ʽBAD
عباد. [ ع َب ْ با ] (اِخ ) ابن محمدبن حیان البلخی ، مکنی به ابونصر از موالی کنده بود وی به سال 196 هَ . ق . از جانب مأمون ولایت مصر یافت سپس امین از وی آزرده گشت و ربیعةبن قیس را مأمور دستگیری وی ساخت و سرانجام به دستور امین به سال 198هَ . ق . در بغداد به قتل رسید. (از الاعلام زرکلی ).
واژه های همانند
۳,۷۳۷ مورد، زمان جستجو: ۲.۲۸ ثانیه
حجت آباد. [ح ُج ْ ج َ ] (اِخ ) دهی است از دهستان دینور بخش صحنه ٔشهرستان کرمانشاهان در چهل و هشت هزارگزی باختری صحنه و 3هزارگزی جنوب راه ...
حجت آباد. [ ح ُج ْ ج َ ] (اِخ ) دهی است از دهستان میان دربند بخش مرکزی شهرستان کرمانشاهان در بیست وچهارهزارگزی شمال باختری کرمانشاهان و چه...
حجت آباد. [ ح ُج ْ ج َ ] (اِخ ) ده کوچکی است از دهستان حومه ٔ بخش زرند شهرستان کرمان در پانزده هزارگزی شمال باختر زرند و 2هزارگزی جنوب راه...
حجت آباد. [ ح ُج ْ ج َ ] (اِخ ) ده کوچکی است از دهستان نوق شهرستان رفسنجان در هفتادونه هزارگزی باختری رفسنجان و کنار راه مالرو رفسنجان - ...
حجت آباد. [ ح ُج ْ ج َ ] (اِخ ) ده کوچکی است از دهستان سبزواران بخش مرکزی شهرستان جیرفت در پانزده هزارگزی جنوب خاوری سبزواران و 2هزارگزی...
حجت آباد. [ ح ُج ْ ج َ ] (اِخ ) ده کوچکی است از دهستان درختنگان بخش مرکزی شهرستان کرمان در سی وپنج هزارگزی شمال خاوری کرمان و چهارهزارگز...
حجت آباد. [ ح ُج ْ ج َ ] (اِخ ) ده کوچکی است از بخش شهداد شهرستان کرمان در بیست ودوهزارگزی خاور شهداد سر راه مالرو کشیت - دهو. (فرهنگ جغراف...
حجت آباد. [ ح ُج ْ ج َ ] (اِخ ) دهی است از دهستان کشکوئیه شهرستان رفسنجان در پنجاه هزارگزی شمال باختری رفسنجان و نه هزارگزی خاوری شوسه ٔ ر...
حجت آباد. [ ح ُج ْ ج َ ] (اِخ ) دهی است از دهستان رودآب بخش فهرج شهرستان بم در چهل ویک هزارگزی جنوب باختری فهرج و کنار راه فرعی بم بکر...
حجت آباد. [ ح ُج ْ ج َ ] (اِخ )دهی است از دهستان سلطان آباد بخش حومه ٔ شهرستان سبزوار در 55هزارگزی شمال خاوری سبزوار کنار راه شوسه ٔ سبزوار ج...