عباس
نویسه گردانی:
ʽBAS
عباس . [ ع َب ْ با ] (اِخ ) ابن فرناس . از مخترعین اندلس و از مردم قرطبه است و ظاهراً وی درعصر خلیفه عبدالرحمان دوم می زیسته است . (قرن نهم میلادی ). وی اولین کسی است که صنعت شیشه و سنگ تراشی رادر اندلس بوجود آورد و آلتی درست کرد بنام المثقال لمعرفة الاوقات و نقشه ٔ آسمان را با ستارگان و ابرها و برق و رعد در منزل خود نصب کرد، و تصمیم داشت که به آسمانها پرواز کند، و از این جهت برای خود پرها و بالهائی ساخت و به هوا پرید و مسافت زیادی را نیز طی کرد و بر زمین افتاد و مجروح شد. او راست : اشعاری در وصف نقشه ٔ آسمان و پرواز خود. (از الاعلام زرکلی ).
واژه های همانند
۲۴۵ مورد، زمان جستجو: ۰.۲۸ ثانیه
عباس . [ ع َب ْ با] (اِخ ) ابن عبادةبن نضله از بنی سالم بن عوف . یکی از70 تن است که در عقبه با حضرت رسول بیعت کرد. وی درجنگ احد شهید شد....
عباس . [ ع َب ْ با ] (اِخ ) ابن سهل بن سعد تابعی است . (منتهی الارب ). و رجوع به مجمل التواریخ ص 306 شود.
عباس . [ ع َب ْ با ] (اِخ ) ابن احنف بن اسود الحنفی الیمامی ، مکنی به ابوالفضل . یمانی الاصل است . او راست : دیوانی معروف به دیوان احنف . ر...
عباس . [ ع َب ْ با ] (اِخ ) شاه عباس سوم . رجوع به عباس سوم شود.
عباس . [ ع َب ْ با ] (اِخ ) شاه عباس دوم . رجوع به عباس دوم شود.
عباس . [ ع َب ْ با ] (اِخ ) شاه عباس اول . رجوع به عباس اول شود.
عباس . [ ع َب ْ با ] (ع ص ) صیغه ٔ مبالغه . بسیار ترش روی . (از اقرب الموارد). || (اِ) شیر بیشه . (ناظم الاطباء) (منتهی الارب ). || شیری که ش...
این نام در هیچ کدام از فرهنگ های قدیمی معتبر عربی مانند مجمع البحرین، مفردات، لسان العرب، العین و تاج العروس و نیز در فرهنگ های جدید عربی - فارسی لارو...
ده عباس . [ دِه ْ ع َب ْ با ] (اِخ ) دهی است از دهستان غاربخش ری شهرستان تهران . واقع در 5هزارگزی باخترری . سکنه ٔ آن 176 تن . آب آن از قنات...