اجازه ویرایش برای هیچ گروهی وجود ندارد

عثار

نویسه گردانی: ʽṮAR
عثار. [ ع ِ ] (ع اِمص ) بدی . (اقرب الموارد). || (ص ) ناخوش آیند. (اقرب الموارد). || (مص ) شکوخیدن . بسردرافتادن . (منتهی الارب ) (غیاث اللغات ) :
ماه چون شد بدر آمد بی عثار
شاه پیلان شب به سوی چشمه سار.

مولوی .


هر که آخربین تر از مسعودوار
نَبْوَدَش هر دم بره رفتن عثار.

مولوی .


هر قدم من از سر بینش نهم
از عثار و اوفتادن وارهم .

مولوی .


|| به روی درافتادن و خوار گردیدن . (منتهی الارب ) (اقرب الموارد).
واژه های قبلی و بعدی
واژه های همانند
۴۴ مورد، زمان جستجو: ۰.۲۳ ثانیه
فهرست میراث فرهنگی، گردشگری و دیدنی‌های دوران جنگ به تفکیک شهرستان شهرستان آبادان یادمان شهید تندگویان یادمان والفجر هشت (اروندکنار) قدمگاه خضر نب...
فهرست آثار تاریخی آذربایجانشرقی فهرست آثار تاریخی آذربایجانغربی فهرست آثار تاریخی اردبیل فهرست آثار تاریخی اصفهان فهرست آثار تاریخی ایلام فهرست آ...
فهرست آثار تاریخی استان اصفهان بر حسب نوع اثر: مسجدها [ویرایش] مسجد جامع روستای اونج مسجد جامع روستای پوده مسجد حکیم مسجد شیخ لطف‌الله مسجد جا...
ردیف نام یا عنوان اثر شماره ثبت قدمت ناحیه محله نشانی یا موقعیت 1 آب انبار بابانوروزخان قاجار 4 12 مولوی باغ فردوس 2 آب انبار بازار پاچنار ق...
« قبلی ۱ ۲ ۳ ۴ صفحه ۵ از ۵ بعدی »
نظرهای کاربران
نظرات ابراز شده‌ی کاربران، بیانگر عقیده خود آن‌ها است و لزوماً مورد تأیید پارسی ویکی نیست.
برای نظر دادن ابتدا باید به سیستم وارد شوید. برای ورود به سیستم روی کلید زیر کلیک کنید.