عدی
نویسه گردانی:
ʽDY
عدی . [ ع َ دی ی ] (اِخ ) ابن ربیعةبن الحارث مکنی به ابولیلی و مشهور به المهلهل از بنی تغلب است ، شاعر، از شجعان عرب در جاهلیت بود. از مردم نجد و دائی امری ءالقیس شاعراست . وی را بدان جهت که نخستین بار مو را بافت مهلهل گویند. وی زیباترین و فصیح ترین مردم بود. او را اختبار و عجایب زیادی است . شعر او بسیاری عالی است وی در حدود سال 100 هَ . ق . درگذشت . (از اعلام زرکلی ).
واژه های همانند
۵۶ مورد، زمان جستجو: ۰.۲۳ ثانیه
آدی ذَیَ (اوستایی) دیدن، نگریستن، مشاهده ـ تماشا کردن
ادی شیر. [ اَدْ دی ] (اِخ ) الکلدانی الاثوری . رئیس اساقفه ٔ کاتولیکان کلدانی . وی در اثنای جنگ عالمگیر بسال 1915 بدست ترکان کشته شد. او را...
همتای پارسی این دو واژه ی عربی، این است: یانس میداک yāns midāk (اوستایی و سغدی: میذاک miżāk)
همتای پارسی این دو واژه ی عربی، این است: رشنق raŝneq (مازنی)
اَدَی شیر (به سریانی:ܐܕܝ ܫܝܪ) (۳ مارس ۱۸۶۷–۲۱ ژوئن ۱۹۱۵) پیشوای دینی آشوریان شمال میانرودان در روستای شقلاوه در شهرستان اربیل از اقلیم کردستان عراق در...
علت عادی . [ ع ِل ْ ل َ ت ِ ] (ترکیب وصفی ، اِ مرکب ) امری که برحسب عادت ، مؤثر در چیزی باشد، هرچند که از لحاظ حکم عقلی نتوان رابطه ٔ علیّت...