اجازه ویرایش برای هیچ گروهی وجود ندارد

عقده گشای

نویسه گردانی: ʽQDH GŠAY
عقده گشای . [ ع ُ دَ / دِ گ ُ ] (نف مرکب ) عقده گشا. عقده گشاینده . گشاینده ٔ گره . || مشکل گشا. و رجوع به عقده گشا شود :
چون دم صبح گشت عقده گشای
عود را سوخت خاک صندل سای .

نظامی .


قسام بهشت و دوزخ آن عقده گشای
ما را نگذارد که درآئیم ز پای .

حافظ.


واژه های قبلی و بعدی
واژه های همانند
هیچ واژه ای همانند واژه مورد نظر شما پیدا نشد.
نظرهای کاربران
نظرات ابراز شده‌ی کاربران، بیانگر عقیده خود آن‌ها است و لزوماً مورد تأیید پارسی ویکی نیست.
برای نظر دادن ابتدا باید به سیستم وارد شوید. برای ورود به سیستم روی کلید زیر کلیک کنید.