اجازه ویرایش برای هیچ گروهی وجود ندارد

علف

نویسه گردانی: ʽLF
علف . [ ع ُل ْ ل َ ] (ع اِ) میوه ٔ طلح که شبیه باقلای تازه است و شتر آن را خورد. (منتهی الارب ) (از اقرب الموارد).
واژه های قبلی و بعدی
واژه های همانند
۸۳ مورد، زمان جستجو: ۰.۴۲ ثانیه
علف ترنجبین . [ ع َ ل َ ف ِ ت َ رَ ج َ ] (ترکیب اضافی ، اِ مرکب ) رجوع به ترنجبین شود.
علف ترانگبین . [ ع َ ل َ ف ِ ت َ اَ گ َ ] (ترکیب اضافی ، اِ مرکب ) رجوع به ترانگبین و ترنجبین شود.
این واژه به تازگی اضافه شده است و هنوز هیچ کسی برای آن معنی ننوشته است. برای اینکه برای این واژه معنی بنویسید اینجا کلیک کنید.
علف زرین Solidago virgaurea، گلدن‌رود اروپایی یا گل‌گاورس، گیاهی علفی و چندساله از خانواده Asteraceae است. این گیاه در بیشتر اروپا و همچنین شمال آفریق...
این واژه به تازگی اضافه شده است و هنوز هیچ کسی برای آن معنی ننوشته است. برای اینکه برای این واژه معنی بنویسید اینجا کلیک کنید.
قحط در علف خانه افتادن . [ ق َ دَ ع َ ل َ ن َ / ن ِ اُ دَ ] (مص مرکب ) کنایه از عمر به آخر رسیدن است . قحط در علف خانه افتاد؛ یعنی عمر به آخر ...
اولین حرف الفبای زبان فارسی ( ا )
الف . [ اَ ل ِ ] (اِخ ) بمعنی گاو، شهر بن یامینیان بود و آن در شمال غربی اورشلیم بفاصله ٔ دو میل واقع است . (از قاموس کتاب مقدس ).
الف . [ اِ] (اِخ ) ۞ در روایات اساطیری اسکاندیناو قدیم نام رب النوعهای هوا و آتش و زمین و جز آن بود. الفهای نور موکل خیر و الفهای ظلمت مو...
الف . [ اَ ل َ ] (ع اِ) مخفف آلاف که جمع اَلف است یعنی هزاران . (از ذیل اقرب الموارد).
« قبلی ۱ ۲ ۳ صفحه ۴ از ۹ ۵ ۶ ۷ ۸ ۹ بعدی »
نظرهای کاربران
نظرات ابراز شده‌ی کاربران، بیانگر عقیده خود آن‌ها است و لزوماً مورد تأیید پارسی ویکی نیست.
برای نظر دادن ابتدا باید به سیستم وارد شوید. برای ورود به سیستم روی کلید زیر کلیک کنید.