گفتگو درباره واژه گزارش تخلف علی نویسه گردانی: ʽLY علی . [ ع َل ْی ْ ] (اِخ ) موضعی است در جبال هذیل . و در شعر امیةبن ابی عائذ آمده است : لمن الخیام بعلی فالاحراص فالسودتَین فمجمع الابواص .(از معجم البلدان ). واژه های قبلی و بعدی واژه های همانند ۵,۷۹۹ مورد، زمان جستجو: ۱.۵۵ ثانیه واژه معنی علی هندی علی هندی . [ ع َ ی ِ هَِ ] (اِخ ) ابن حسام الدین بن عبدالملک جونفوری هندی . مشهور به متقی و ملقب به علاءالدین . رجوع به علی متقی شود. علی هندی علی هندی . [ ع َ ی ِ هَِ ] (اِخ ) ابن حسام الدین اکبرآبادی هندی مشهور به آرزو و ملقب به سراج الدین . رجوع به آرزو و علی شاه (ابن حسام الد... علی هندی علی هندی . [ ع َ ی ِ هَِ ] (اِخ ) ابن دلدارعلی لکهنویی هندی . رجوع به علی لکهنویی شود. علی هندی علی هندی . [ ع َ ی ِ هَِ ] (اِخ ) (علیرضا...) ابن طالب هندی پیشاوری . رجوع به علیرضا (ابن طالب ...) شود. علی هندی علی هندی . [ ع َ ی ِ هَِ ] (اِخ ) ابن نوح حسینی واسطی بلگرامی هندی حنفی مشهور به غلامعلی آزاد. رجوع به غلامعلی آزاد شود. علی هندی علی هندی . [ ع َ ی ِ هَِ ] (اِخ ) اکبرآبادی هندی . ملقب به شرف الدین و متخلص به پیام . شاعربود و در حدود سال 1150 هَ . ق . در گذشت . او را در ... علی یامی علی یامی . [ ع َ ی ِ ] (اِخ ) (علی الوحید...) ابن حاتم بن احمد یامی . آخرین تن از بنی حمدان یمن . رجوع به علی حمدانی (ابن حاتم ...) شود. علی یزدی علی یزدی . [ ع َ ی ِ ی َ ] (اِخ ) (سید...) از سادات یزد و مشهور به صوتی . رجوع به علی صوتی شود. علی یزدی علی یزدی .[ ع َ ی ِ ی َ ] (اِخ ) (سید...) ملقب به غیاث الدین . وزیر شیخ ابواسحاق . رجوع به غیاث الدین علی یزدی شود. علی یزدی علی یزدی .[ ع َ ی ِ ی َ ] (اِخ ) نام او حسنعلی است و در شعر «علی » تخلص می کرده است . این شاعر بسیاری از بلاد را سیاحت کرد و در حدود نودسالگی... تعداد نمایش: 10 20 50 100 همه موارد « قبلی ۳۰۳ ۳۰۴ ۳۰۵ ۳۰۶ ۳۰۷ صفحه ۳۰۸ از ۵۸۰ ۳۰۹ ۳۱۰ ۳۱۱ ۳۱۲ بعدی » نظرهای کاربران نظرات ابراز شدهی کاربران، بیانگر عقیده خود آنها است و لزوماً مورد تأیید پارسی ویکی نیست. برای نظر دادن ابتدا باید به سیستم وارد شوید. برای ورود به سیستم روی کلید زیر کلیک کنید. ورود