گفتگو درباره واژه گزارش تخلف علی نویسه گردانی: ʽLY علی . [ ع َل ْی ْ ] (اِخ ) موضعی است در جبال هذیل . و در شعر امیةبن ابی عائذ آمده است : لمن الخیام بعلی فالاحراص فالسودتَین فمجمع الابواص .(از معجم البلدان ). واژه های قبلی و بعدی واژه های همانند ۵,۷۹۹ مورد، زمان جستجو: ۱.۳۶ ثانیه واژه معنی علی تقوی علی تقوی . [ ع َ ی ِ ت َ ق َ ] (اِخ ) ابن حسین بن ابراهیم بن حسن اخوی تقوی . شاعربود و نسب خود را به موسی مبرقعبن امام الجواد محمدتقی (ع )... علی تیمور علی تیمور. [ ع َ ت َ ] (اِخ ) دهی است از دهستان تبادکان ، بخش حومه ٔ شهرستان مشهد. واقع در 2 هزارگزی شمال خاوری مشهد، و 2 هزارگزی باختر کشف ر... علی تیمی علی تیمی . [ ع َ ی ِت َ ] (اِخ ) ابن عبداﷲبن سنان طوسی تیمی ، مکنّی به ابوالحسن . از بزرگان علمای کوفه . رجوع به طوسی (ابوالحسن علی ...) ... علی بلخی علی بلخی . [ ع َ ی ِ ب َ ] (اِخ ) ابن احمد بلخی ، مکنّی به ابوالقاسم . یکی از علمای نجوم بود. او راست : 1 - سرالاسرار فی حقیقة التیسیر و کیفیة... علی بلخی علی بلخی . [ ع َ ی ِ ب َ ] (اِخ ) ابن محمد منجوزانی بلخی . رجوع به علی منجوزانی شود. علی بسطی علی بسطی . [ ع َ ی ِ ب َ ] (اِخ ) ابن محمدبن محمدبن علی قرشی بسطی اندلسی مالکی ، مشهور به قلصادی و ملقّب به نورالدین و مکنّی به ابوالحس... علی بسطی علی بسطی . [ ع َ ی ِ ب َ ] (اِخ ) ابن موسی بن عبداﷲ لخمی بسطی ، مشهور به قرباقی . رجوع به علی لخمی شود. علی بلاغی علی بلاغی . [ ع َ ب ُ ] (اِخ ) دهی است جزء دهستان ابهررود بخش ابهر شهرستان زنجان . واقع در 27 هزارگزی شمال ابهر و 18 هزارگزی راه شوسه ٔ زنجان... علی بلاغی علی بلاغی .[ ع َ ب ُ ] (اِخ ) دهی است جزء دهستان دیزمار خاوری ، بخش ورزقان ، شهرستان اهر. واقع در 38 هزارگزی شمال ورزقان ، و 37 هزاروپانصدگزی ... علی بلاغی علی بلاغی . [ ع َ ب ُ ] (اِخ ) دهی است ازبخش نمین شهرستان اردبیل . واقع در 15 هزارگزی شمال اردبیل ، و 5 هزارگزی راه شوسه ٔ اردبیل به آستارا... تعداد نمایش: 10 20 50 100 همه موارد « قبلی ۳۱۵ ۳۱۶ ۳۱۷ ۳۱۸ ۳۱۹ صفحه ۳۲۰ از ۵۸۰ ۳۲۱ ۳۲۲ ۳۲۳ ۳۲۴ بعدی » نظرهای کاربران نظرات ابراز شدهی کاربران، بیانگر عقیده خود آنها است و لزوماً مورد تأیید پارسی ویکی نیست. برای نظر دادن ابتدا باید به سیستم وارد شوید. برای ورود به سیستم روی کلید زیر کلیک کنید. ورود