گفتگو درباره واژه گزارش تخلف علی نویسه گردانی: ʽLY علی . [ ع َل ْی ْ ] (اِخ ) موضعی است در جبال هذیل . و در شعر امیةبن ابی عائذ آمده است : لمن الخیام بعلی فالاحراص فالسودتَین فمجمع الابواص .(از معجم البلدان ). واژه های قبلی و بعدی واژه های همانند ۵,۷۹۹ مورد، زمان جستجو: ۱.۴۴ ثانیه واژه معنی علی عاملی علی عاملی .[ ع َ ی ِ م ِ ] (اِخ ) ابن حسین بن محمدبن محمد حسینی عاملی جزینی . مشهور به صائغ. رجوع به علی صائغ شود. علی عاملی علی عاملی . [ ع َ ی ِ م ِ ] (اِخ ) ابن رضی الدین بن علی بن احمدبن محیی الدین جامعی عاملی حویزی . رجوع به علی جامعی شود. علی عاملی علی عاملی . [ ع َ ی ِ م ِ ] (اِخ ) ابن سعیدبن محمدبن احمدبن محمدبن حسن بن محمدبن علی بن محمدبن حسین بن عبدالسلام بن عبدالمطلب حر عاملی ج... علی عاملی علی عاملی . [ ع َ ی ِ م ِ ] (اِخ ) ابن عبدالعالی بن عبدالباقی بن ابراهیم بن علی بن عبدالعالی عاملی میسی . رجوع به علی میسی شود. علی عاملی علی عاملی . [ ع َ ی ِ م ِ ](اِخ ) ابن علی بن حسین بن ابی الحسن موسوی عاملی جبعی بحرانی . ملقب به نورالدین . رجوع به علی موسوی شود. علی عاملی علی عاملی . [ ع َ ی ِ م ِ ] (اِخ ) ابن علی بن محمدبن طی فقعانی عاملی . مکنی به ابوالقاسم . رجوع به علی فقعانی شود. علی عاملی علی عاملی .[ ع َ ی ِ م ِ ] (اِخ ) ابن محمدبن احمدبن ابراهیم بن علی بن یوسف سبتی عاملی کفراوی . رجوع به علی سبتی شود. علی عاملی علی عاملی . [ ع َ ی ِ م ِ ] (اِخ ) ابن محمدبن حسن بن زین الدین شهید ثانی عاملی جبعی اصفهانی . مشهور به صغیر. رجوع به علی صغیر شود. علی عاملی علی عاملی . [ ع َ ی ِ م ِ ] (اِخ ) ابن محمدبن علی بن محمدبن یونس بیاضی عاملی . ملقب به زین الدین و مکنی به ابومحمد. رجوع به علی بیاضی ... علی عاملی علی عاملی . [ ع َ ی ِ م ِ ] (اِخ ) ابن محمدبن مکی بن عیسی بن حسن بن عیسی شامی عاملی جیلی . ملقب به نجیب الدین و مشهور به ابن مکی . رجوع ... تعداد نمایش: 10 20 50 100 همه موارد « قبلی ۳۵۷ ۳۵۸ ۳۵۹ ۳۶۰ ۳۶۱ صفحه ۳۶۲ از ۵۸۰ ۳۶۳ ۳۶۴ ۳۶۵ ۳۶۶ بعدی » نظرهای کاربران نظرات ابراز شدهی کاربران، بیانگر عقیده خود آنها است و لزوماً مورد تأیید پارسی ویکی نیست. برای نظر دادن ابتدا باید به سیستم وارد شوید. برای ورود به سیستم روی کلید زیر کلیک کنید. ورود