اجازه ویرایش برای هیچ گروهی وجود ندارد

علی

نویسه گردانی: ʽLY
علی . [ ع َ لی ی ] (ع ص ) بلند. (منتهی الارب ) (از لسان العرب ) (تاج العروس ) (اقرب الموارد). بلندبرآمده و درشت . || بزرگ و بلندقدر و شریف . (منتهی الارب ). شریف . (لسان العرب ). شریف و بزرگ . (از اقرب الموارد). || آنکه بالاتر از او چیزی نیست . (از لسان العرب ) (از متن اللغة). بزرگوار و برتر از همه ٔ خلق . (مهذب الاسماء). || توانا و کلان . (منتهی الارب ). سخت و صلب . (از لسان العرب ). سخت و قوی . (از اقرب الموارد). سخت و قوی و صلب . (از متن اللغة). || کسی که در مقابل زنان نرم باشد. (از لسان العرب ) (تاج العروس ) (ذیل اقرب الموارد). || (اِخ ) نامی از نامهای خدای تعالی . (مهذب الاسماء).از اسماء حسنی است . (از اقرب الموارد) :
این علی را از نژاد بوعلی اندر جهان
نیست همتای تو فرزندی فواﷲ العلی .

سوزنی .


ج ، عِلْیة (منتهی الارب ) (لسان العرب ) (اقرب الموارد)، عَلیّون ، عَلیّین . (از اقرب الموارد).
واژه های قبلی و بعدی
واژه های همانند
۵,۷۹۹ مورد، زمان جستجو: ۱.۲۰ ثانیه
علی بناکتی . [ ع َ ی ِ ب َ ] (اِخ ) ابن محمد بناکتی (سیدنظام الدین ...). وی از عرفای مشهور و محترم تبریز بود و در سال 699 هَ . ق . در این شهر ...
علی بولاقی . [ ع َ ی ِ ] (اِخ ) ابن احمدبن محمدبن ابراهیم عزیزی بولاقی شافعی ، ملقب به نورالدین . رجوع به علی عزیزی شود.
علی بولاقی . [ ع َ ی ِ ] (اِخ ) ابن حسین مسرعی ، مشهور به بولاقی . عالم در بیان . وی در سال 1307 هَ . ق . در قید حیات بود. او راست : تبیان البی...
علی بوسنوی . [ ع َ ی ِ ن َ ] (اِخ )ابن زکی بوسنوی رومی حنفی . لغوی بود و در سال 1123 هَ . ق . درگذشت . او راست : شرح تحفةالشاهدی ، در لغت . (ا...
علی بوسنوی . [ ع َ ی ِ ن َ ] (اِخ ) ابن عبداﷲ بوسنوی ، ملقّب به عالی . از قضات بود و در قسطنطنیه سکونت داشت و درسال 1057 هَ . ق . درگذشت .او ...
علی بزرکان . [ ع َ ی ِ ؟ ] (اِخ ) سیاستمدار و مورخ عراقی متوفی در سال 1378 هَ . ق . در بغداد. وی در انقلاب عراق در سال 1920 م . شرکت داشت . و...
علی بستیغی . [ ع َ ی ِ ب َ ] (اِخ ) ابن احمد بستیغی نیشابوری . محدث بود. و رجوع به علی (ابن احمد...) شود.
علی بسطامی . [ ع َ ی ِ ب َ ] (اِخ ) ابن محمودبن محمدبن مسعودبن محمودبن محمدبن محمدبن محمدبن عمر شاهرودی بسطامی هروی رازی فخری بکری حنفی ...
علی بغدادی . [ ع َ ی ِ ب َ ] (اِخ ) مکنّی به ابوطالب . مؤلف کتاب عیون التواریخ بودو حمداﷲ مستوفی از آن نقل کرده است . (از حبیب السیر چ خیا...
علی بغدادی . [ ع َ ی ِ ب َ ] (اِخ ) ابن ابراهیم بن عمربن خلیل ، مشهور به خازن و ملقب به علاءالدین . رجوع به خازن شود.
نظرهای کاربران
نظرات ابراز شده‌ی کاربران، بیانگر عقیده خود آن‌ها است و لزوماً مورد تأیید پارسی ویکی نیست.
برای نظر دادن ابتدا باید به سیستم وارد شوید. برای ورود به سیستم روی کلید زیر کلیک کنید.