علی
نویسه گردانی:
ʽLY
علی . [ ع َ ] (اِخ ) ابن التمش ، ملقب به جلال الدین . وی حاکم قنوج بود و در ماه شعبان سال 645 هَ . ق .هنگامی که برادرش سلطان ناصرالدین محمودبن شمس الدین التمش به فتح ولایت میان دوآب مبادرت کرد همراه وی بود و پس از پایان جنگ و جدال ، ناصرالدین محمود ایالت کهتل را به برادر خود جلال الدین علی تفویض کرد، ولی جلال الدین علی بر اثر برخی توهمات از راه کوهستان بجانب لاهور فرار کرد. (از حبیب السیر چ خیام ج 2 ص 624).
واژه های همانند
۵,۷۹۴ مورد، زمان جستجو: ۱.۸۰ ثانیه
علی والدالجمیع. [ ع َ ی ِ ل ِ دُل ْ ج َ ] (اِخ ) ابن محمدبن ولید. ملقب به والدالجمیع. از دعات اسماعیلیان در یمن بود و در سال 612 هَ . ق . درگ...
شیخ ابوعلی رودباری قطب دوم بعد از غیبت کبرای حجت بن الحسن در سلسلهٔ نعمتاللهی است. ابوعلی رودباری، نامش احمد و پدر وی محمّد بن ابوالقاسم است. وی اصال...
کلاته علی مراد. [ ک َ ت ِ ع َ م ُ ] (اِخ ) دهی است از دهستان ماروسک بخش سرولایت شهرستان نیشابور در دامنه واقع شده است . (از فرهنگ جغرافیایی ...
کهریزه علی آقا. [ ک َ زَ ع َ ] (اِخ ) دهی از دهستان آختاچی است که در بخش حومه ٔ شهرستان مهاباد واقع است و 208 تن سکنه دارد. (از فرهنگ جغرا...
کلاته علی جمعه . [ ک َ ت ِ ع َ ج ُ ع ِ ] (اِخ ) دهی است از دهستان کوهپایه ٔ بخش بردسکن شهرستان کاشمر و معدن مس در2 هزارگزی جنوب باختری این ...
معصوم علی شاه . [ م َ ع َ ] (اِخ ) پیشوای طریقت نعمت اللهیه در ایران و مرید علیرضا کنی بود. وی به امر پیر خود از هندوستان به ایران آمد و چن...
کلاته علی عباس . [ ک َ ت ِ ع َ ع َب ْ با ] (اِخ ) دهی است از دهستان عرب خانه ٔ بخش خوسف شهرستان بیرجند. (از فرهنگ جغرافیایی ایران ج 9).
این واژه به تازگی اضافه شده است و هنوز هیچ کسی برای آن معنی ننوشته است. برای اینکه برای این واژه معنی بنویسید
اینجا کلیک کنید.
علی صریعالدلاء. [ ع َ ی ِ ص َ عُدْ دِ ] (اِخ ) ابن عبدالواحد بغدادی . مشهور به صریعالدلاء و مکنی به ابوالحسن .رجوع به صریعالدلاء و علی بن عبدا...
علی دهخوارقانی . [ ع َ ی ِ دِخا رِ ] (اِخ ) (خواجه ...) وی شاعر و از اهالی «بادام یار» از قرای دهخوارقان بود. و در سال 699 هَ . ق . در عهد غازان...