علی
نویسه گردانی:
ʽLY
علی . [ ع َ ] (اِخ ) ابن الیاس (امیر...). در سال 322 هَ . ق . که معزالدوله به اشاره ٔ برادر بزرگتر خود عمادالدوله به قصد تسخیر کرمان روان شد، این علی بن الیاس (در روضةالصفا نام او محمد ذکر شده است ) حاکم کرمان بود و در آنجا متحصن شد و روزها لباس رزم میپوشید و به جنگ معزالدوله میرفت اما شبها وسایل پذیرائی و خوراک برای معزالدوله می فرستاد. و چون معزالدوله علت این تناقض را از وی پرسید، جواب گفت که روزها مطابق وظیفه ٔ خود با تو که دشمن ولایت من هستی میجنگم ولی شبهاوظیفه ٔ دیگر خود را نسبت به تو که در ولایت ما مهمان هستی انجام میدهم . معزالدوله ازین جواب منفعل گشت وموقتاً از تسخیر کرمان صرف نظر کرد، تا اینکه پس از علی پسرش الیسع به حکومت رسید و معزالدوله توانست کرمان را تصرف کند. (از حبیب السیر چ خیام ج 2 ص 425).
واژه های همانند
۵,۷۹۹ مورد، زمان جستجو: ۱.۵۸ ثانیه
علی اطول قره باش . [ ع َ ی ِ اَ وَ ل ِ ق َ رَ ] (اِخ ) ابن محمد قسطمونی رومی خلوتی شعبانی ، مشهور به قره باش . صوفی و مفسر و متکلم بود که در...
علی بورغانجی زاده . [ ع َ ی ِ دَ / دِ ] (اِخ ) ابن عبداﷲ ازمیری ، ملقّب به حجا و مشهور به بورغانجی زاده . رجوع به علی ازمیری شود.
علی باشماقچی زاده . [ ع َ ی ِ دَ ] (اِخ ) ابن محمد رومی حنفی ، مشهور به باشماقچی زاده . رجوع به باشماقچی زاده (سیدعلی ...) و پاشماقچی زاده و ع...
علی استمرارالایام . [ ع َ لا اِ ت ِ رِل ْ اَی یا ] (ع ق مرکب ) پیوسته و با گذشت روزگار. همیشه . رجوع به علی الاستمرار شود : علی استمرارالایام...
شاهزاده علی اکبر. [ دَ / دِ ع َ اَ ب َ ] (اِخ ) دهی از دهستان حومه ٔ بخش حومه ٔ شهرستان شهرضا. دارای 1028 تن سکنه . آب از قنات . محصول آن غ...
شاه سید علی اکبر. [ س ِی ْ ی ِ ع َ اَ ب َ ] (اِخ ) نام محلی است در نزدیکی شهر اسپاهان و دارای معدن زغال سنگ است . (یادداشت مؤلف ).
چشمه علی باورصاد. [ چ َ م َ ع َ وَ ] (اِخ ) دهی است از دهستان حومه ٔ بخش مسجدسلیمان شهرستان اهواز که در 3 هزارگزی باختر مسجدسلیمان ، کنار را...
دَبیت پارچهای نخی، کلفت و محکم و بادوام و نسبتاً ضخیم است که بیشتر برای آستر لباس و رویهٔ لحاف و در ایران همچنین برای شلوارهای بختیاری استفاده میشو...
امیرعلی حاجیزاده (۹ اسفند ۱۳۴۰ — ۲۳ خرداد ۱۴۰۴) سرتیپ سپاه پاسداران انقلاب اسلامی بود که از سال ۱۳۸۸ تا زمان کشته شدنش در حمله اسرائیل بهعنوان فرمان...
والعهدةعلی الراوی . [ وَل ْ ع ُ دَ ت ُ ع َ لَرْ را ] (ع جمله ٔ اسمیه ) به گردن گوینده . بر عهده ٔ روایت کننده : حکایات و اخبار هر قوم از کتب م...