اجازه ویرایش برای هیچ گروهی وجود ندارد

علی

نویسه گردانی: ʽLY
علی . [ ع َ ] (اِخ ) ابن امیر مؤیدارلات . وی در هنگام لشکرکشی دوم امیر تیمور گورکانی به خراسان ، همراه او بود. و امیر تیمور درین جنگ قلعه ٔ قهقهه را که در برابر دروازه ٔ کلات بود تعمیر کرد و حاجی خواجه را کوتوال آن حصار ساخت و امیرزاده ٔ علی بن امیر مؤید ارلات را با شیخ علی بهادر در آن قلعه گذاشت تا راه ها را مضبوط کنند و نگذارند کسی به کلات آمد و رفت کند. (از حبیب السیر چ خیام ج 3 ص 433).
واژه های قبلی و بعدی
واژه های همانند
۵,۷۹۹ مورد، زمان جستجو: ۲.۲۵ ثانیه
علی عداس . [ ع َ ی ِ ع َدْ دا ] (اِخ ) ابن عمر عداس . مکنی به ابوالحسن . از وزرای بنی فاطمه در مصر. وی در سال 380 هَ . ق . پس از درگذشت یعقو...
علی عدوی . [ ع َ ی ِ ع َ دَ ] (اِخ ) ابن احمدبن مکرم اﷲ صعیدی عدوی مالکی ازهری . رجوع به علی صعیدی شود.
علی عدوی . [ ع َ ی ِ ع َ دَ ] (اِخ ) ابن محمد شمشاطی عدوی . مکنی به ابوالحسن . رجوع به علی شمشاطی شود.
علی عدوی .[ ع َ ی ِ ع َ دَ ] (اِخ ) ابن محمد عدوی شمشاطی . مکنی به ابوالحسن و ابوالقاسم . رجوع به علی شمشاطی شود.
علی عدوی . [ ع َ ی ِ ع َ دَ ] (اِخ ) ابن مسافر عدوی . متکلم بود و در سال 557 هَ . ق . درگذشت . (از معجم المؤلفین ج 7 ص 241).
علی عذری . [ ع َ ی ِ ع ُ ] (اِخ ) ابن عثمان بن محمدبن احمدبن حسن عذری بغدادی . مشهور به ابن قاصح و مکنی به ابوالبقاء (716 - 801 هَ . ق .). ...
علی عجلی . [ ع َ ی ِ ع ِ ] (اِخ ) ابن هبةاﷲبن علی بن هبةاﷲبن جعفر عجلی جرباذقانی بغدادی . مشهور به ابن ماکولا و ملقب به سعدالملک و مکنی ب...
علی عصار. [ ع َ ی ِ ع َص ْ صا ] (اِخ ) ابن شاهک عصار ضریر بیهقی . رجوع به علی بیهقی (ابن شاهک ...) شود.
علی عکوک . [ ع َ ی ِ ع َ ک َوْ وَ ] (اِخ )ابن جبلةبن مسلم بن عبدالرحمان ابناوی . مکنی به ابوالحسن و مشهور به عکوک . از شعرای مشهور عراق بود...
علی عگده . [ ع َ ع َ دَ ] (اِخ ) دهی است از دهستان باوی ، بخش مرکزی شهرستان اهواز. واقع در 21هزارگزی جنوب اهواز، و 6هزارگزی باختر راه آهن ا...
نظرهای کاربران
نظرات ابراز شده‌ی کاربران، بیانگر عقیده خود آن‌ها است و لزوماً مورد تأیید پارسی ویکی نیست.
برای نظر دادن ابتدا باید به سیستم وارد شوید. برای ورود به سیستم روی کلید زیر کلیک کنید.