علی
نویسه گردانی:
ʽLY
علی . [ ع َ ] (اِخ ) ابن امیر مؤیدارلات . وی در هنگام لشکرکشی دوم امیر تیمور گورکانی به خراسان ، همراه او بود. و امیر تیمور درین جنگ قلعه ٔ قهقهه را که در برابر دروازه ٔ کلات بود تعمیر کرد و حاجی خواجه را کوتوال آن حصار ساخت و امیرزاده ٔ علی بن امیر مؤید ارلات را با شیخ علی بهادر در آن قلعه گذاشت تا راه ها را مضبوط کنند و نگذارند کسی به کلات آمد و رفت کند. (از حبیب السیر چ خیام ج 3 ص 433).
واژه های همانند
۵,۷۹۹ مورد، زمان جستجو: ۱.۴۶ ثانیه
علی دردزد. [ ع َ ی ِ ؟ ] (اِخ ) استرآبادی . وی شاعربود و قسمتی از اشعار او در تذکره ٔ دولتشاه آمده است . (از الذریعه ٔ آقابزرگ طهرانی ج 9 ص 756 ...
علی داماد. [ ع َ ی ِ ] (اِخ ) ابن محمدبن علی رضوی تبریزی نجفی ، مشهور به سیدعلی داماد، یا علی آقا داماد. او را از آن جهت «داماد» گفتندکه شا...
علی دادسی . [ ع َ ی ِ ] (اِخ ) ابن محمدبن ابی القاسم بن ابراهیم بن علی بن محمد دادسی مغربی . وی در حدود سال 1075 هَ .ق . درگذشت . او راست : 1...
علی دمشقی . [ ع َ ی ِ دِ م َ ](اِخ ) ابن آیبک بن عبداﷲ تقصادی ناصری دمشقی ، ملقب به علاءالدین . ادیب و شاعر و مورخ (728 - 801 هَ . ق . ). او ...
علی دمشقی . [ ع َ ی ِ دِ م َ ] (اِخ ) ابن ابراهیم بن داودبن سلمان بن سلیمان عطار دمشقی شافعی ، ملقّب به علأالدین و مکنّی به ابوالحسن . رج...
علی دمشقی . [ ع َ ی ِ دِ م َ ] (اِخ ) ابن ابراهیم بن عباس حسینی علوی دمشقی ، مکنّی به ابوالقاسم و مشهور به نسیب . رجوع به علی نسیب شود.
علی دمشقی . [ ع َ ی ِ دِ م َ ] (اِخ ) ابن ابراهیم بن محمدبن همام بن محمدبن ابراهیم بن حسن انصاری دمشقی ، مشهور به ابن شاطر و مطعم و ملقّب ...
علی دمشقی . [ ع َ ی ِ دِ م َ ] (اِخ ) ابن ابی حزم قرشی دمشقی مصری شافعی مشهور به ابن نفیس و ملقّب به علاءالدین . رجوع به ابن نفیس و عل...
علی دمشقی . [ ع َ ی ِ دِ م َ ] (اِخ ) ابن ابی مجدبن شرف بن احمد حمصی دمشقی . رجوع به علی حمصی شود.
علی دمشقی . [ ع َ ی ِ دِ م َ ] (اِخ ) ابن احمدبن موسی بن محمد دیری جوبری دمشقی شافعی ، ملقّب به علأالدین و مکنّی به ابوالحسن . رجوع به ...