اجازه ویرایش برای هیچ گروهی وجود ندارد

علی

نویسه گردانی: ʽLY
علی . [ ع َ ] (اِخ ) ابن امیر مؤیدارلات . وی در هنگام لشکرکشی دوم امیر تیمور گورکانی به خراسان ، همراه او بود. و امیر تیمور درین جنگ قلعه ٔ قهقهه را که در برابر دروازه ٔ کلات بود تعمیر کرد و حاجی خواجه را کوتوال آن حصار ساخت و امیرزاده ٔ علی بن امیر مؤید ارلات را با شیخ علی بهادر در آن قلعه گذاشت تا راه ها را مضبوط کنند و نگذارند کسی به کلات آمد و رفت کند. (از حبیب السیر چ خیام ج 3 ص 433).
واژه های قبلی و بعدی
واژه های همانند
۵,۷۹۹ مورد، زمان جستجو: ۱.۳۳ ثانیه
علی شافعی . [ ع َی ِ ف ِ ] (اِخ ) ابن شمس الدین بن محمدبن زهران بن علی شافعی رشیدی . مشهور به خضری . رجوع به علی خضری شود.
علی شافعی . [ ع َ ی ِ ف ِ ] (اِخ ) ابن صدقةبن علی بانقوسی حلبی مصری شافعی ملقب به علاءالدین . رجوع به علی بانقوسی شود.
علی شافعی . [ ع َ ی ِ ف ِ ] (اِخ ) ابن عبدالبر حسنی شافعی . مشهور به ونایی و ملقب به جمال الدین . رجوع به علی ونایی شود.
علی شافعی . [ع َ ی ِ ف ِ ] (اِخ ) ابن عبدالرحمان بن حسین عثمانی صفدی شافعی . ملقب به علاءالدین . رجوع به علی صفدی شود.
علی شافعی . [ ع َ ی ِ ف ِ ] (اِخ ) ابن عبدالرحمان بن محمدبن محمدبن اسماعیل شلقامی قاهری شافعی . ملقب به نورالدین و مکنی به ابوالحسن . رجو...
علی شافعی . [ ع َ ی ِ ف ِ ] (اِخ ) ابن عبدالرحمان بن محمد خطیب شربینی مصری شافعی . مکنی به ابوالحسن . رجوع به علی شربینی شود.
علی شافعی . [ ع َ ی ِ ف ِ ] (اِخ ) ابن عبدالرحمان بن هارون بن عیسی بن هارون بغدادی شافعی . مکنی به ابوالخطاب . رجوع به علی بغدادی شود.
علی شافعی . [ ع َ ی ِ ف ِ] (اِخ ) ابن عبدالعزیزبن حسن بن علی بن اسماعیل جرجانی شافعی . مکنی به ابوالحسن . رجوع به ابوالحسن (علی بن عبدالعز...
علی شافعی . [ ع َ ی ِ ف ِ ] (اِخ ) ابن عبدالقادربن محمدبن یحیی بن مجدالدین طبری حسینی شافعی مکی . رجوع به علی طبری شود.
علی شافعی . [ ع َ ی ِ ف ِ ] (اِخ ) ابن عبدالقادر حسنی شامی قاهری أزهری شافعی . مشهور به سید فرضی و ملقب به نورالدین . رجوع به علی فرضی ...
نظرهای کاربران
نظرات ابراز شده‌ی کاربران، بیانگر عقیده خود آن‌ها است و لزوماً مورد تأیید پارسی ویکی نیست.
برای نظر دادن ابتدا باید به سیستم وارد شوید. برای ورود به سیستم روی کلید زیر کلیک کنید.