علی
نویسه گردانی:
ʽLY
علی . [ ع َ] (اِخ ) ابن حسن بن علی بن صدقه ، مکنی به ابوالحسن و ملقب به شرف الدوله . پدر او وزیر المسترشد بود و نخستین کس از بنی صدقه بود که به وزارت رسید و لقب جلال الدوله داشت . این علی بن حسن همیشه نایب پدر خود در وزارت بود و هیچگاه بالاستقلال وزیر نشد. او را خطی خوش بود و در اواخر عمر رباطی بر ساحل دجله بنام «رباطالدرجة» ساخت و با عده ای از فقرا در آنجا عزلت گزید. تولد او در محرم سال 499 هَ . ق . و وفاتش در هفتم صفر سال 554 بوده است . (از معجم الادباء چ مصر ج 13 ص 49).
واژه های همانند
۵,۷۹۹ مورد، زمان جستجو: ۱.۴۱ ثانیه
علی قصارة. [ ع َ ی ِ ق َص ْ صا رَ ] (اِخ ) مغربی . وی منطقی بود. او راست : حاشیة علی السلم ، که در سال 1249 هَ . ق . از تألیف آن فراغت یافت ...
علی قریمی . [ ع َ ی ِ ق ُ رَ ] (اِخ ) آق کرمانی . ملقب به نقشی . وی صوفی و شاعر و ساکن قسطنطنیه بود. در سال 1065 هَ . ق . در کرمان درگذشت . ...
علی قشلاقی . [ ع َ ق ِ ] (اِخ ) دهی است از دهستان دیجوجین ، بخش مرکزی شهرستان اردبیل . واقع در 12هزارگزی شمال اردبیل ، و 4هزارگزی راه شوسه ٔ...
علی قشیری . [ ع َ ی ِق ُ ش َ ] (اِخ ) ابن محمدبن علی بن وهب بن مطیع قشیری شافعی . ملقب به محب الدین و مشهور به ابن دقیق العید. فقیه بود و ...
علی قرمطی . [ ع َ ی ِ ق ِ م َ ] (اِخ ) ابن فضل بن احمد قرمطی . از کسانی است که مدتی بر یمن حکومت کردند. وی نخستین بار در سال 290 هَ . ق . ...
علی فیومی . [ ع َ ی ِ ف َی ْ یو ] (اِخ ) ابن محمدبن علی مقری فیومی . مورخ بود و در سال 770 هَ . ق . درگذشت . او راست : نثرالجمان فی تراجم ال...
علی قابسی . [ ع َ ی ِ ب ِ ] (اِخ ) ابن محمدبن خلف معافری مالکی . مشهور به ابن قابسی و مکنی به ابوالحسن . رجوع به علی بن محمدبن ... و نیز ...
علی قرطبی . [ ع َ ی ِ ق ُ طُ ] (اِخ ) ابن احمدبن سعیدبن حزم بن غالب بن صالح بن خلف بن سفیان بن یزید فارسی اندلسی قرطبی یزیدی . مشهور به ا...
علی قرطبی . [ ع َ ی ِ ق ُ طُ ] (اِخ ) ابن حموش بن محمدبن مختار قیروانی اندلسی قرطبی . رجوع به علی قیروانی شود.
علی قرطبی . [ ع َ ی ِ ق ُ طُ ](اِخ ) ابن خلف بن عبدالملک بن بطال بکری قرطبی مالکی .مشهور به ابن لجام و مکنی به ابوالحسن . محدث و فقیه بود...