علی
نویسه گردانی:
ʽLY
علی . [ ع َ ] (اِخ ) ابن خلیفةبن علی نحوی ، مشهور به ابن منقی و مکنی به ابوالحسن . وی اهل موصل بود و در ادب تبحر داشت و در مسجد نبی (ص ) در موصل می نشست . در معجم الادباء قطعاتی ازاشعار او نقل شده است . او در ربیعالاول سال 562 هَ .ق . درگذشت . (از معجم الادباء چ مارگلیوث ج 5 ص 206).
واژه های همانند
۵,۷۹۹ مورد، زمان جستجو: ۱.۲۷ ثانیه
علی . [ ع َ ] (اِخ ) ابن یوسف بن تاشفین لمتونی ، مکنّی به ابوالحسن . دومین تن از ملوک نقابدار مرابطان در مراکش . رجوع به علی لمتونی شود.
علی . [ ع َ ] (اِخ ) ابن یوسف بن حریز (یا جریر)بن فضل بن معضادبن فضل لخمی شطنوفی شافعی ، ملقّب به نورالدین و مکنّی به ابوالحسن . رجوع به...
علی . [ ع َ ] (اِخ ) ابن یوسف بن حسن زرندی انصاری ، ملقّب به نورالدین و مکنّی به ابوالحسن . رجوع به علی زرندی شود.
علی . [ ع َ] (اِخ ) ابن یوسف بن حیدرةبن حسن رجبی ، ملقّب به شرف الدین و مکنّی به ابوالحسن . رجوع به علی رجبی شود.
علی . [ ع َ ] (اِخ ) ابن یوسف بن رمضان موصلی حنفی ، ملقّب به علاءالدین . رجوع به علی موصلی شود.
علی . [ ع َ ] (اِخ ) ابن یوسف بن زیان وطاسی ، مکنّی به ابوحسون . وزیر عبدالحق بن عثمان در فاس . رجوع به علی وطاسی (ابن یوسف بن ...) شود.
علی . [ ع َ ] (اِخ ) ابن یوسف بن شیبان ماردینی ، مشهور به ابن صفّار وملقّب به جلال الدین . وی در سال 575 هَ . ق . در ماردین متولد شد. رجوع ...
علی . [ ع َ ] (اِخ ) ابن یوسف بن عبدالجلیل نیلی ، ملقّب به ظهیرالدین . رجوع به علی نیلی شود.
علی . [ ع َ ] (اِخ ) ابن یوسف بن عبداﷲبن یوسف جوینی ، مکنّی به ابوالحسن . رجوع به علی جوینی شود.
علی . [ ع َ ] (اِخ ) ابن یوسف بن علی بن مطهر حلی ، ملقّب به رضی الدین . رجوع به علی حلی شود.