علی
نویسه گردانی:
ʽLY
علی . [ ع َ ] (اِخ ) ابن عیسی بن هبةاﷲ، مکنّی به ابوالحسن و ملقّب به مهذب الدین و مشهور به ابن نقاش . وی طبیب بود و در علم حدیث نیز دست داشت . تولد و نشو و نمای او در بغداد بود سپس به دمشق و از آنجا به قاهره رفت و دیگربار به دمشق بازگشت . او در خدمت الملک العادل نورالدین محمودبن زنگی بود و سالها در بیمارستان بزرگ وی خدمت کرد و پس از درگذشت نورالدین محمود به خدمت صلاح الدین درآمد. وی در سال 574 هَ . ق . در دمشق درگذشت . (از الاعلام زرکلی بنقل از طبقات الاطباء ج 2 ص 162).
واژه های همانند
۵,۷۹۹ مورد، زمان جستجو: ۱.۴۲ ثانیه
علی حوری . [ ع َ ی ِ ] (اِخ ) ابن حسین جوری (یاحوری )، مکنّی به ابوالحسن . رجوع به علی جوری شود.
علی حوری . [ ع َ ی ِ ] (اِخ ) ابن محمدبن علی بن منصور حوری ، مکنّی به ابوالحسن . وی ادیب و شاعر و نویسنده بود و در ربیعالاول سال 497 هَ . ق...
علی حمزی . [ ع َ ی ِ ح َ ] (اِخ ) ابن حسن بن علی بن حسن بن علی بن شدقم بن ضامن بن محمد حمزی حسنی مدنی ، ملقّب به زین الدین . رجوع به علی ...
علی حمزی . [ ع َ ی ِ ح َ ] (اِخ ) ابن عبداﷲبن حسن بن حمزه ٔ حمزی (شریف ...) ملقّب به جمال الدین . امیریمن . وی در سال 626 هَ . ق . متولد شد. ...
علی حمصی . [ ع َ ی ِ ح ِ ] (اِخ ) ابن ابی مجدبن شرف بن احمد حمصی دمشقی . شاعر متوفی در جمادی الاولای سال 736 هَ . ق .او را دیوان شعری است . ...
علی حمصی . [ ع َ ی ِ ح ِ ] (اِخ ) ابن محمودبن حسن حمصی رازی شیعی ، ملقّب به جمال الدین . متکلم اواخر قرن هشتم هجری بود. او راست : مشکاةالیق...
علی حلبی . [ ع َ ی ِ ح َ ل َ ] (اِخ ) متوفی درحدود سال 1022 هَ . ق . از مؤلفان بود. او راست : بغیة ذوی الاحلام باخبار من فرج کربه برؤیة المص...
علی حلبی . [ ع َ ی ِ ح َ ل َ ] (اِخ ) ابن ابراهیم بن احمدبن علی بن عمر حلبی قاهری شافعی ،ملقّب به نورالدین و مکنّی به ابوالحسن . وی مورخ ...
علی حلبی . [ ع َ ی ِ ح َ ل َ ] (اِخ ) ابن ابی الفضل حسن بن ابی المجد، مکنّی به ابوالحسن . رجوع به علاءالدین حلبی شود.
علی حلبی . [ ع َ ی ِح َ ل َ ] (اِخ ) ابن صدقةبن علی بانقوسی حلبی مصری شافعی ، ملقّب به علاءالدین . رجوع به علی بانقوسی شود.