علی
نویسه گردانی:
ʽLY
علی . [ ع َ ] (اِخ ) ابن محمدبن فلاح ، مشهور به ابن مشعشع. وی از نوادگان امام موسی کاظم (ع ) و از امرای دولت مشعشعی در اهواز و حویزه بود. ابن مشعشع با پدر خود در بسیاری از جنگهای او با ترکمانان که به عراق مسلط بودند، شرکت داشت و در اواخر عمر پدر، زمام امور را به دست گرفت و ابتدا ادعا کرد که روح امام علی (ع ) در او حلول کرده است ، سپس ادعای الوهیت کرد و بر اماکن مقدس عراق حمله برد و آنها را غارت کرد و در سال 857 هَ . ق . متعرض حجاج شد و به اموال آنان دستبرد زد و به الحاد و ستم خود ادامه داد. سرانجام در سال 863 هَ . ق . به تیر یکی از ترکان در کوه کیلویه واقع در بهبهان به قتل رسید در حالیکه پدرش هنوز در قید حیات بود. (از الاعلام زرکلی بنقل از تاریخ العراق ج 3 ص 149 و الضوءاللامع ج 6 ص 7).
واژه های همانند
۵,۷۹۹ مورد، زمان جستجو: ۱.۵۵ ثانیه
علی عداس . [ ع َ ی ِ ع َدْ دا ] (اِخ ) ابن عمر عداس . مکنی به ابوالحسن . از وزرای بنی فاطمه در مصر. وی در سال 380 هَ . ق . پس از درگذشت یعقو...
علی عدوی . [ ع َ ی ِ ع َ دَ ] (اِخ ) ابن احمدبن مکرم اﷲ صعیدی عدوی مالکی ازهری . رجوع به علی صعیدی شود.
علی عدوی . [ ع َ ی ِ ع َ دَ ] (اِخ ) ابن محمد شمشاطی عدوی . مکنی به ابوالحسن . رجوع به علی شمشاطی شود.
علی عدوی .[ ع َ ی ِ ع َ دَ ] (اِخ ) ابن محمد عدوی شمشاطی . مکنی به ابوالحسن و ابوالقاسم . رجوع به علی شمشاطی شود.
علی عدوی . [ ع َ ی ِ ع َ دَ ] (اِخ ) ابن مسافر عدوی . متکلم بود و در سال 557 هَ . ق . درگذشت . (از معجم المؤلفین ج 7 ص 241).
علی عذری . [ ع َ ی ِ ع ُ ] (اِخ ) ابن عثمان بن محمدبن احمدبن حسن عذری بغدادی . مشهور به ابن قاصح و مکنی به ابوالبقاء (716 - 801 هَ . ق .). ...
علی عجلی . [ ع َ ی ِ ع ِ ] (اِخ ) ابن هبةاﷲبن علی بن هبةاﷲبن جعفر عجلی جرباذقانی بغدادی . مشهور به ابن ماکولا و ملقب به سعدالملک و مکنی ب...
علی عصار. [ ع َ ی ِ ع َص ْ صا ] (اِخ ) ابن شاهک عصار ضریر بیهقی . رجوع به علی بیهقی (ابن شاهک ...) شود.
علی عکوک . [ ع َ ی ِ ع َ ک َوْ وَ ] (اِخ )ابن جبلةبن مسلم بن عبدالرحمان ابناوی . مکنی به ابوالحسن و مشهور به عکوک . از شعرای مشهور عراق بود...
علی عگده . [ ع َ ع َ دَ ] (اِخ ) دهی است از دهستان باوی ، بخش مرکزی شهرستان اهواز. واقع در 21هزارگزی جنوب اهواز، و 6هزارگزی باختر راه آهن ا...