علی
نویسه گردانی:
ʽLY
علی . [ ع َ ] (اِخ ) ابن محمدبن یوسف بن مسعود قیسی قرطبی شاعر، مکنّی به ابوالحسن و مشهور به ابن خروف و ملقّب به نظام الدین . وی از اهالی قرطبه و از شعرای اندلس بود که به مشرق رفت و در حلب ساکن گشت و با قاضی آنجا (ابن شداد) مربوط شد. و در سال 604 هَ . ق . در حلب درگذشت . (از الاعلام زرکلی بنقل از وفیات الاعیان ج 2ص 358، زادالمسافر ص 20، نفح الطیب ج 2 ص 656، المغرب فی حلی المغرب ج 1 ص 136، التکمله ٔ ابن ابار ص 678). و نیز رجوع به ابن خروف (ضیاءالدین ابوالحسن ...) شود.
واژه های همانند
۵,۷۹۹ مورد، زمان جستجو: ۲.۰۶ ثانیه
علی شیرازی . [ ع َ ی ِ شی ] (اِخ ) ابن محمد شیرازی عمری شافعی . وی در حلب متولد شد و در سال 922 هَ . ق . در بروسة درگذشت . او راست : 1- حواشی ...
علی شیرازی .[ ع َ ی ِ شی ] (اِخ ) ابیوردی لاله گونی شیرازی . وی شاعر بود و در سال 1284 هَ . ق . در «لاله گون » از قرای شیراز متولد شد. سپس به ...
علی شیروان . [ ع َ شیرْ ] (اِخ ) یکی از دهستانهای چهارگانه ٔ بخش بدره ، شهرستان ایلام است . و حدود آن به شرح زیر است : از شمال به دهستان ب...
علی شهیفنی . [ ع َ ی ِ ؟ ] (اِخ ) ابن حسین حلی شهیفنی . مکنی به ابوالحسن و مشهور به شهیفیة یا شفیهیة. وی شاعر بود و او را دیوانی است . (از ا...
علی شیبانی . [ ع َ ی ِ ش َ ] (اِخ ) ابن روزبه شیبانی . ملقب به اختیارالدین . از امرا و ملوک جبال . رجوع به اختیارالدین (علی بن ...) شود.
علی شیبانی . [ ع َ ی ِ ش َ ] (اِخ ) ابن محمدبن محمدبن عبدالکریم بن عبدالواحد شیبانی موصلی . مشهور به ابن اثیر جزری و ملقب به عزالدین و مکنی...
علی شیبانی . [ ع َ ی ِ ش َ ] (اِخ ) ابن یوسف بن ابراهیم بن عبدالواحدبن موسی بن احمدبن محمدبن اسحاق شیبانی قفطی . مشهور به قاضی اکرم و مکن...
علی شیبانی . [ ع َ ی ِ ش َ ] (اِخ ) مغری . مشهور به ابن أبی الرجال و مکنی به ابوالحسن . رجوع به ابن ابی الرجال ، و علی بن ابی الرجال شود.
علی شوکانی . [ ع َ ی ِ ش َ ] (اِخ ) ابن محمدبن علی بن محمدبن علی بن عبداﷲ یمنی صنعانی حنبلی . مشهور به ابن شوکانی . وی پیش از سال 1250 هَ...
علی شطرنجی . [ ع َ ی ِ ش ِ رَ ] (اِخ ) (دهقان ...) نام او را بصورت «ابوعلی سمرقندی » نیز آورده اند. وی از شعرای قرن ششم هَ . ق . و معاصر با آل...