علی
نویسه گردانی:
ʽLY
علی . [ ع َ ] (اِخ ) ابن نصر، ملقّب به مهذب الدولة. یکی از احکام بطیحة بود که القادر باﷲ عباسی از ترس الطائع، مدتی به او پناهنده شده بود. وی در سال 335 هَ . ق . متولد شد و در جمادی الاولای سال 408 هَ . ق . درگذشت . (از حبیب السیر چ خیام ج 2 ص 544) (الاعلام زرکلی بنقل از کامل ابن اثیر ج 9 ص 17). و نیز رجوع به ابوالحسن (علی بن نصر) شود.
واژه های همانند
۵,۷۹۹ مورد، زمان جستجو: ۱.۵۸ ثانیه
علی . [ ع َ ] (اِخ ) ابن محمدبن علی بن ابی لطف مقدسی شافعی ، مکنّی به ابوالفضل . رجوع به علی مقدسی شود.
علی . [ ع َ ] (اِخ ) ابن محمدبن علی بن ابی المعالی الصغیربن ابی المعالی الکبیر طباطبائی اصفهانی کاظمی حائری شیعی امامی . رجوع به علی طباطب...
علی . [ ع َ ] (اِخ ) ابن محمدبن علی بن احمدبن مروان عمرانی خوارزمی ، مکنّی به ابوالحسن . رجوع به ابوالحسن عمرانی و علی عمرانی شود.
علی . [ ع َ ] (اِخ ) ابن محمدبن علی بن اسماعیل بن محمدبن علی بن احمدبن هاشم بن علوی بن حسین غریقی موسوی بحرانی . رجوع به علی موسوی شود.
علی . [ ع َ ] (اِخ )ابن محمدبن علی بن حسین بن عبدالصمد تمیمی نیشابوری سبزواری مکنّی به ابوالحسن . رجوع به علی تمیمی شود.
علی . [ ع َ ] (اِخ ) ابن محمدبن علی بن حسین بن علی بن ابی طالب علیهم السلام . وی به روایت شیخ مفید،یکی از هفت فرزند امام محمدباقر علیه ال...
علی . [ ع َ ] (اِخ ) ابن محمدبن علی بن سکون حلی ، مکنّی به ابوالحسن و مشهور به ابن سکون .رجوع به علی حلی (ابن محمدبن محمدبن علی ...) ش...
علی . [ ع َ ] (اِخ ) ابن محمدبن علی بن سلیم دمشقی صالحی شافعی سلیمی ، مکنّی به ابوالحسن و ملقّب به علاءالدین . رجوع به علی سلیمی شود.
علی . [ ع َ ] (اِخ ) ابن محمدبن علی بن عبدالرحمان بن عراق شامی حجازی شافعی ، ملقب به سعدالدین و مشهور به ابن عراق . رجوع به علی حجازی ...
علی . [ع َ ] (اِخ ) ابن محمدبن علی بن فارس ، مشهور به خیاط بغدادی و مکنّی به ابوالحسن . رجوع به علی خیاط شود.