علی
نویسه گردانی:
ʽLY
علی . [ ع َ ] (اِخ ) ابن نصربن سعدبن محمد کاتب ، مکنّی به ابوتراب . وی در محرم سال 428 هَ . ق . در عُکبَرا متولد شد و در آنجا پرورش یافت و آنگاه به بغداد رفت و ادب و نحو را نزد علی بن برهان نحوی فراگرفت سپس به بصره رفت و کاتب نقیب طالبیان آنجا گشت و آنگاه در سال 449 هَ . ق . به بغداد بازگشت و در کرخ اقامت گزید تا اینکه درجمادی الاخره ٔ سال 518 هَ . ق . درگذشت . (از معجم الادباء یاقوت ، چ قاهره ج 15 ص 97 و چ مارگلیوث ج 5 ص 433).
واژه های همانند
۵,۷۹۹ مورد، زمان جستجو: ۱.۵۵ ثانیه
علی شامی . [ ع َ ی ِ ] (اِخ ) ابن عبدالقادر حسنی شامی قاهری أزهری شافعی . مشهور به سید فرضی و ملقب به نورالدین . رجوع به علی فرضی شود.
علی شامی . [ ع َ ی ِ ] (اِخ ) ابن عبدالمحسن بن دوالیبی بغدادی شامی حنبلی . مکنی به ابوالمعالی و ملقب به عفیف الدین . رجوع به علی دوالیبی...
علی شامی . [ ع َ ی ِ ] (اِخ ) ابن محمدبن خالد بلاطنسی شامی شافعی . ادیب و از اهالی دمشق بود. و در سال 936 هَ . ق .درگذشت . او راست : نزهةالنا...
علی شامی . [ ع َ ی ِ ] (اِخ ) ابن محمدبن علی بن عبدالرحمان بن عراق شامی حجازی شافعی . مشهور به ابن عراق و ملقب به سعدالدین . رجوع به علی...
علی شامی . [ ع َ ی ِ ] (اِخ ) ابن محمدبن مکی بن عیسی بن حسن بن عیسی شامی عاملی جیلی . ملقب به نجیب الدین و مشهور به ابن مکی . فقیه و مت...
علی شاکر. [ ع َ ک ِ ] (اِخ ) ابن حسین شاکر جرکسی پارسی . نحوی بود. او راست : تقریرات بر خطبه ٔ الفوائد الضیائیه ٔ عبدالرحمان بن احمد جامی ، در ...
علی شاکر. [ ع َ ک ِ ] (اِخ ) (علی رضا...) ابن محمد شاکر. رجوع به علیرضا شاکر شود.
علی شبیب . [ ع َ ی ِ ش َ ] (اِخ ) ابن محمد شبیب . فقیه بود و تحصیلات خود را در نجف به پایان رساند. وی از شاگردان محمد کاظمی بود و در سال 12...
علی شبیه . [ ع َ ی ِش َ ] (اِخ ) ابن عبداﷲبن علی بن حسین بن زیدبن علی بن حسین بن زیدبن علی بن حسین بن علی بن ابی طالب علیهم السلام علوی ...
علی شجری . [ ع َ ی ِ ش َ ج َ ] (اِخ ) ابن محمدبن علی بن محمد علوی عمری شجری . ملقب به نجم الدین و مکنی به ابوالحسن ومشهور به ابن صوفی . ...