علی
نویسه گردانی:
ʽLY
علی . [ ع َ ] (اِخ ) ابن یوسف ، مشهور به ابن بقّال و مکنّی به ابوالحسن . وی از اهالی بغداد و مدتها با مهلبی همراه بود. شاعری قوی بشمار می رفت و در علم کلام نیز دستی توانا داشت و با اینکه دارای ثروت فراوانی بود، بخل و امساک داشت . گویند مردی متکبر بود و با هیچ یک از شعرا آمدوشد نداشت و خود را برتراز همه ٔ شاعران می دانست . وفات او در عهد شرف الدولةبن عضدالدوله روی داد. یاقوت حموی بسیاری از اشعار اورا در معجم الادباء آورده است . رجوع به معجم الادباء یاقوت چ قاهره ج 15 ص 229 و چ مارگلیوث ج 5 ص 507 شود.
واژه های همانند
۵,۷۹۹ مورد، زمان جستجو: ۱.۸۹ ثانیه
علی دیلم در شاهنامه نام یکی از کاتبان شهر توس است که از متن شاهنامه رونوشت بر میداشت. او به همراه بودلف که راوی شاهنامه بود، ظاهراً از این کار خود مز...
این واژه به تازگی اضافه شده است و هنوز هیچ کسی برای آن معنی ننوشته است. برای اینکه برای این واژه معنی بنویسید
اینجا کلیک کنید.
موجودی عجیب در رفسنجان که در دنیا نمونه آن کمیاب است و میتوانید ردپای آنرا در بافت ، بردسیر ، کرمان هم پیدا نمود .
علی سامی (زاده ۱۲۸۹ خورشیدی در شیراز - مرگ ۲۲ مرداد ۱۳۶۸) نویسنده، محقق و استاد دانشگاه، باستانشناس و رییس مؤسسه باستانشناسی تخت جمشید بود. مرمت آرام...
علی کوری .[ ع َ ] (اِخ ) دهی است از دهستان زبرخان ، بخش قدمگاه شهرستان نیشابور. واقع در 15هزارگزی شمال قدمگاه . ودارای 256 تن سکنه . آب آن ...
علی کندی . [ ع َ ک َ ] (اِخ ) دهی است از دهستان چهاراویماق ، بخش قره آغاج ، شهرستان مراغه . دارای 116 تن سکنه . آب آن از چشمه سارها تأمین م...
علی کندی . [ ع َ ک َ ] (اِخ ) دهی است از دهستان سراجو بخش مرکزی شهرستان مراغه . این ده مشهور به علوکندی است . رجوع به علوکندی شود. (از فره...
علی کنی . [ ع َ ی ِ ک َ ] (اِخ ) ابن قربانعلی بن قاسم بن محمدعلی آملی کنی تهرانی . از فقهای بزرگ امامیه در نیمه ٔ دوم قرن سیزدهم بود. وی ...
علی کوچک . [ ع َ چ َ / چ ِ ] (اِخ ) ابن بکتکین . ملقب به زین الدین . رجوع به زین الدین (علی کوچک ...) شود.
علی کولی . [ ع َ ک َ ] (اِخ ) دهی است از دهستان بلوک شرقی ، بخش مرکزی شهرستان دزفول . دارای 100 تن سکنه . آب آن از رودخانه ٔ دز تأمین میشو...