علی
نویسه گردانی:
ʽLY
علی . [ ع َ ] (اِخ ) ابن یوسف ، مشهور به ابن بقّال و مکنّی به ابوالحسن . وی از اهالی بغداد و مدتها با مهلبی همراه بود. شاعری قوی بشمار می رفت و در علم کلام نیز دستی توانا داشت و با اینکه دارای ثروت فراوانی بود، بخل و امساک داشت . گویند مردی متکبر بود و با هیچ یک از شعرا آمدوشد نداشت و خود را برتراز همه ٔ شاعران می دانست . وفات او در عهد شرف الدولةبن عضدالدوله روی داد. یاقوت حموی بسیاری از اشعار اورا در معجم الادباء آورده است . رجوع به معجم الادباء یاقوت چ قاهره ج 15 ص 229 و چ مارگلیوث ج 5 ص 507 شود.
واژه های همانند
۵,۷۹۹ مورد، زمان جستجو: ۱.۶۳ ثانیه
علی واسطی . [ ع َ ی ِ س ِ ] (اِخ ) ابن محمدبن علی واسطی رفاعی . مکنی به ابوالحسن . صوفی و نسب شناس بود و در حدود سال 800 هَ . ق . درگذشت . ا...
علی واسطی . [ ع َ ی ِ س ِ ] (اِخ ) ابن نوح حسینی واسطی بلگرامی هندی حنفی . مشهور به غلام علی آزاد. رجوع به غلام علی آزاد شود.
علی نسابة. [ ع َ ی ِ ن َس ْ سا ب َ ] (اِخ ) ابن عبدالکریم بن محمدبن علی بن عبدالحمید حسینی علوی نیلی نجفی . مشهور به نسابة و مکنی به ابوالحس...
علی نطنزی . [ ع َ ی ِ ن َ طَ ] (اِخ ) (علیقلی ...). رجوع به علیقلی شود.
علی نظاری . [ ع َ ی ِ ن َظْ ظا] (اِخ ) ابن عبدالرحمان بن محمد نظاری . امیر «بعدان »در یمن . او قلعه ای بنام «جب » داشت که ارتفاع آن مشهور بود...
علی نمیری . [ ع َ ی ِ ن ُ م َ ] (اِخ ) دارقطنی گوید که وی از صحابه بوده است . (از الاصابه ج 4 قسم اول ).
علی نمیری . [ ع َ ی ِ ن ُ م َ ] (اِخ ) ابن عبداﷲ ششتری نمیری اندلسی . مکنی به ابوالحسن . رجوع به علی ششتری شود.
علی نوایی . [ ع َ ی ِ ن َ ] (اِخ ) وی از وزرا بود و در سال 906 هَ . ق . درگذشت . او راست : 1- بدائع الوسط. 2- محبوب القلوب فی الاخلاق . (از کشف ...
علی نثاری . [ ع َ ی ِ ؟ ] (اِخ ) ابن محمد قیصری رومی حنفی . مشهور به نثاری . فقیه بود و به قسطنطنیة سفر کرد و در آنجا در سال 1110 هَ . ق . درگ...
علی نوفلی . [ ع َ ی ِ ن َ ف َ ] (اِخ ) ابن محمدبن سلیمان نوفلی . راوی است و از عبدالرحمان بن عباس روایت می کند. و ذکر او در الموشح آمده است...