اجازه ویرایش برای هیچ گروهی وجود ندارد

عیاش

نویسه گردانی: ʽYAŠ
عیاش . [ ع َی ْ یا ] (ع ص ) بسیار زیست کننده و نیکوحال . (ناظم الاطباء). صیغه ٔ مبالغه است از «عیش »، یعنی دارای حیات گشتن . || فروشنده ٔ «عیش » یعنی نان . (از اقرب الموارد). || (از ع ، ص ) خوب زندگانی کننده . (آنندراج ) (غیاث اللغات ). بسیار خوشگذران و کسی که بیشتر زندگانی خود را در خوشی و خرمی گذراند و مشغول لهو و لعب باشد و از امور عالم بی خبر و بی بهره بود. (ناظم الاطباء). || شهوت پرست و فاسق و فاجر و ماژپرست .
واژه های قبلی و بعدی
واژه های همانند
۱۲ مورد، زمان جستجو: ۰.۰۶ ثانیه
ابراهیم بن محمدبن عیاش . [ اِ م ِ ن ِ م ُ ح َم ْ م َ دِ ن ِ ع َی ْ یا ] (اِخ ) رجوع به ابواسحاق ابراهیم ... شود.
وادی ایاش . (اِخ ) ۞ وادیش .وادی یاش . وادی اش . شهری است به اسپانیا در کنار رود وادی انه . رجوع به وادی اش و وادی و وادی یانه شود.
« قبلی ۱ صفحه ۲ از ۲ بعدی »
نظرهای کاربران
نظرات ابراز شده‌ی کاربران، بیانگر عقیده خود آن‌ها است و لزوماً مورد تأیید پارسی ویکی نیست.
برای نظر دادن ابتدا باید به سیستم وارد شوید. برای ورود به سیستم روی کلید زیر کلیک کنید.