غازی
نویسه گردانی:
ḠAZY
غازی . (اِخ ) ابن داودبن عیسی بن ابی بکر محمدبن ایوب بن شاذی بن هارون المظفربن الناصربن المعظم بن العادل الایوبی . در جمادی الاولی سال 639 هَ . ق . در قلعه ٔکرک متولد شد و در شهر قاهره نشو و نما یافت . مردی بزرگ مرتبه ، محترم و دارای فضیلت و فروتنی بود. از خطیب مردا و صدر بکری در فراگرفتن حدیث استفاده کرد و به مقام محدثی رسید و در رجب سال 712 هَ . ق . وفات یافت . (از الدررالکامنة چ حیدرآباد هند ج 3 ص 215).
واژه های همانند
۵۸۱ مورد، زمان جستجو: ۰.۳۹ ثانیه
قاضی ابن سماک . [ اِ ن ُ س َم ْ ما ] (اِخ ) محمدبن صبح یا صبیح عجلی کوفی . حافظ قرآن و واعظ خوش بیان و معاصر با معروف کرخی و سفیان ثوری است...
ابن خلال قاضی . [ اِ ن ُ خ َل ْ لا ل ِ ] (اِخ ) ابوعمر احمدبن محمدبن حفص الخلال المعتزلی البصری . او صحبت صیمری و ابوبکربن اخشید را دریافته ...
قاضی احمد غفاری . [ اَ م َ دِ غ ِ ] (اِخ ) ابن محمد. شاعری است . زیاده از این شعری از او مسموع نشد:پس از عمری نشیند گر دمی پیش من آن بدخو...
قاضی احمد لاغر. [ اَ م َ دِ غ َ ] (اِخ ) رجوع به قاضی لاغر شود.
قاضی شمس الدین . [ ش َ سُدْ دی ] (اِخ ) اصلش از طبس است . اما در هرات متوطن بود و در علوم معقول محسود اقران و با وجود انواع فضائل و کمالات ...
قاضی شمس الدین . [ ش َ سُدْ دی ] (اِخ ) عالمی است یگانه و فاضلی است فرزانه گویند در نیشابور بخیه ٔ دلش از دست پسر خیاطی بروی کار افتاده و...
قاضی شمس الدین . [ ش َ سُدْ دی ](اِخ ) عبداﷲبن مولانا جلال الدین ابوسعید مولانا شمس الدین عبداﷲبن قاضی جلال الدین محمود. امامی بود و در زمان ...
قاضی امیر محمد. [ اَ م ُ ح َم ْ م َ ] (اِخ ) ولد امیر تاج الدین علی . از اعاظم نقباء روضه ٔ رضویه و به محاسن آداب و مکارم اخلاق موصوف است . ...
قاضی تاج الدین . [ جُدْ دی ] (اِخ ) عبدالوهاب بن علی بن عبدالکافی سبکی شافعی ، مکنی به ابونصر. رجوع به تاج الدین سبکی ، ابونصر عبدالوهاب ش...
قاضی تاج الدین . [ جُدْ دی ] (اِخ ) عبدالوهاب بن محمد حسینی . رجوع به تاج الدین عبدالوهاب بن محمد شود.