اجازه ویرایش برای هیچ گروهی وجود ندارد

غرن

نویسه گردانی: ḠRN
غرن . [ غ َ رِ ] (ع ص ) سست . (منتهی الارب ) (آنندراج ). ضعیف . (اقرب الموارد).
واژه های قبلی و بعدی
واژه های همانند
۳۳ مورد، زمان جستجو: ۰.۱۲ ثانیه
قرن . [ ق َ / ق َ رَ ] (اِخ ) موضعی است نزدیک طائف ، یا تمامی وادی آن که میقات اهل نجد است به جهت احرام حج . (منتهی الارب ). جوهری گوید:...
قرن . [ ق َ رَ ] (ع مص )پیوسته ابرو گردیدن . (منتهی الارب ) (اقرب الموارد).
قرن . [ ق َ رَ ] (ع اِ) کیش از چرم . || ترکش . (منتهی الارب ). جعبه . (اقرب الموارد). || شمشیر. || تیر. (منتهی الارب ) (اقرب الموارد). ||...
قرن . [ ق َ ] (ع مص ) چیزی را به چیزی بستن . || پیوستن چیزی را به چیزی . || دو ستور را در یک رسن باهم بستن . (اقرب الموارد) (منتهی الار...
قرن . [ ق َ ] (ع اِ)شاخ و سرون . (منتهی الارب ) (اقرب الموارد) (آنندراج ). تندی سر مردم که جای سرون حیوان است . (منتهی الارب )(آنندراج ). ج...
قرن ظبی . [ ق َ ن ُ ظَب ْی ْ ] (اِخ ) آبی است بالای سعدیه ، و گویند کوهی است در نجد از بنی اسد. (معجم البلدان ).
قرن بقل . [ ق َ ن ِ ب َ ] (اِخ )قلعه ای است در یمن . (منتهی الارب ) (معجم البلدان ).
قرن باعر. [ ق َ ؟ ] (اِخ )قلعه ای است در یمن . (منتهی الارب ) (معجم البلدان ).
قرن ناعی . [ ق َ ن ِ ] (اِخ ) قلعه ای است به یمن . (منتهی الارب ).
قرن غزال . [ ق َ ن ُ غ َ ] (اِخ ) نام گردنه ای است معروف . (معجم البلدان ).
« قبلی ۱ صفحه ۲ از ۴ ۳ ۴ بعدی »
نظرهای کاربران
نظرات ابراز شده‌ی کاربران، بیانگر عقیده خود آن‌ها است و لزوماً مورد تأیید پارسی ویکی نیست.
برای نظر دادن ابتدا باید به سیستم وارد شوید. برای ورود به سیستم روی کلید زیر کلیک کنید.