اجازه ویرایش برای هیچ گروهی وجود ندارد

غلیواژ

نویسه گردانی: ḠLYWʼŽ
غلیواژ. [ غ َ لی ] ۞ (اِ) بمعنی غلیواج . (برهان قاطع) (فرهنگ جهانگیری ). غلیواز. (غیاث اللغات ). کلیواج . کلیواژ. خاد. زغن . مرغ گوشت ربا. موش گیر. کورکوره . غلیو. (برهان قاطع). پند. بند. حِدَاءَة. رجوع به غلیواج و زغن شود :
ای بچه ٔ حمدونه غلیواژ غلیواژ!
ترسم بربایدت به طاق اندر جه ۞ .

لبیبی (از فرهنگ اسدی ).


نه غلیواژ ترا صید تذرو آرد و کبک
نه سپیدار ترا بار بهی آرد و سیب .

ناصرخسرو.


نه هرچه با پر شد ز مرغ ، باز بود
که موشخوار و غلیواژ نیز پر دارد.

ناصرخسرو.


بازی مکن ای کبک غلیواژ بیاموز
زیرا که به بازی نشود کبک غلیواژ.

ناصرخسرو.


چون غلیواژند خلقان برشده نزدیک چرخ
داده آوازی به یاران کای سگان مردار کو؟

سنائی .


غلیواژ را با کبوتر چه کار
بباز ملک درخور است این شکار.

نظامی .


واژه های قبلی و بعدی
واژه های همانند
۱ مورد، زمان جستجو: ۰.۶۴ ثانیه
کورکور سیاه یا زغن (نام علمی: Milvus migrans) پرنده‌ای از گروه کورکورها است. این پرنده مانند دیگر انواع کورکورها با بال‌های دراز و زاویه‌دار و دم دوشا...
نظرهای کاربران
نظرات ابراز شده‌ی کاربران، بیانگر عقیده خود آن‌ها است و لزوماً مورد تأیید پارسی ویکی نیست.
برای نظر دادن ابتدا باید به سیستم وارد شوید. برای ورود به سیستم روی کلید زیر کلیک کنید.