اجازه ویرایش برای هیچ گروهی وجود ندارد

غیاص

نویسه گردانی: ḠYAṢ
غیاص . (ع مص ) در آب فروشدن . (منتهی الارب ). فرورفتن در آب . زیر آب رفتن . غوص . غیاصة. مَغاص . (از اقرب الموارد). رجوع به غوص و غیاصة شود.
واژه های قبلی و بعدی
واژه های همانند
۲۶۴ مورد، زمان جستجو: ۰.۲۸ ثانیه
قیاس جلی . [ س ِ ج َ ] (ترکیب وصفی ، اِ مرکب ) (اصطلاح فقه ) قیاس آشکار و واضح که فهم آن را به آسانی دریابد و بپذیرد در مقابل قیاس خفی . رج...
قیاس خفی . [ س ِ خ َ ] (ترکیب وصفی ، اِ مرکب ) مقابل قیاس جلی . رجوع به قیاس ، قیاس جلی و تعریفات ص 78 شود.
قیاس خلف . [ س ِ خ َ ] (ترکیب اضافی ، اِ مرکب ) هرگاه که اثبات مطلوب به ابطال نقیض کنند قیاس را خلف خوانند و آن چنان بود که قیاسی تألی...
قیاس دور. [ س ِ دَ / دُو ] (ترکیب اضافی ، اِ مرکب ) (اصطلاح منطق ) هرگاه نتیجه ٔ قیاس اقترانی را با یک مقدمه تألیف کنند آن قیاس را دایر خوا...
قیاس شبه . [ س ِ ش ِب ْه ْ / ش َ ب َه ْ ] (ترکیب اضافی ، اِ مرکب ) (اصطلاح فقه ) هرگاه دو موضوع باشد که از نظر قوانین موضوعه یکی مسکوت الحکم ...
قیاس ظنی . [ س ِ ظَن ْ نی ] (ترکیب وصفی ، اِمرکب ) (اصطلاح فقه ) قیاسی است که قیاس کننده به نتیجه ٔ قیاس خود قطع نداشته باشد. اقسام قیاس ...
قیاس علت . [ س ِ ع ِل ْ ل َ ] (ترکیب اضافی ، اِ مرکب ) (اصطلاح اصول و فقه ) رجوع به قیاس اصولی شود.
(Fallacious Reasoning یا Logical Fallacy) در منطق به استدلالی گفته می‌شود که ظاهر آن درست به‌نظر می‌رسد ولی از نظر ساختاری یا محتوایی دارای نقص است و...
غیاث الدین . [ ثُدْدی ] (اِخ ) لقب بهاءالدوله ابونصر از آل بویه که بر سکه های او نقش شده است . (از النقود العربیة ص 132).
غیاث الدین . [ ثُدْ دی ] (اِخ ) (... ابرقوهی ) رجوع به غیاث الدین ابرقوهی شود.
« قبلی ۲ ۳ ۴ ۵ ۶ صفحه ۷ از ۲۷ ۸ ۹ ۱۰ ۱۱ بعدی »
نظرهای کاربران
نظرات ابراز شده‌ی کاربران، بیانگر عقیده خود آن‌ها است و لزوماً مورد تأیید پارسی ویکی نیست.
برای نظر دادن ابتدا باید به سیستم وارد شوید. برای ورود به سیستم روی کلید زیر کلیک کنید.