فتوت
نویسه گردانی:
FTWT
فتوت . [ ف َ ] (ع ص ) کوفته . فتیت . || ریزه ریزه نموده . (منتهی الارب ) (اقرب الموارد). || (اِ) نان فتیر. (فهرست مخزن الادویه ).
واژه های همانند
۴ مورد، زمان جستجو: ۰.۱۱ ثانیه
فتوت . [ ف ُ ت ُوْ وَ ] (ع اِمص ) جوانی . (زمخشری ) (اقرب الموارد). سیبویه گوید: در جمع و مصدر این ریشه یاء به واو بدل شود، و این ابدال کم نظ...
فتوت نامه . [ ف ُ ت ُوْوَ م َ / م ِ ] (اِ مرکب ) کتابی که در آن آداب و اصول آیین جوانمردی نوشته شده باشد. رجوع به فتوت شود.
فتوتنامه عنوان گروهی از کتابها و رسالههای منسوب به جوانمردان در دورههای مختلف تاریخی ایران است. فتوتنامهها در واقع بخشی از اخلاق عملی محسوب میشو...
صاحب فتوت . [ح ِ ف ُ ت ُوْ وَ ] (ص مرکب ) جوانمرد. کریم . بخشنده .