فغر
نویسه گردانی:
FḠR
فغر. [ ف َ ] (ع اِ) گل چون بشکفد. (منتهی الارب ) (از اقرب الموارد). || (مص ) دهان گشادن . (منتهی الارب ). دهان باز کردن و باز شدن . (تاج المصادر بیهقی ) (از اقرب الموارد). || گشاده شدن دهان کسی . (منتهی الارب ) (از اقرب الموارد).
واژه های همانند
۱۱ مورد، زمان جستجو: ۰.۰۹ ثانیه
فقر فرهنگی. ( فقر + فرهنگ + ی، یاءِ نسبت) کمبود در فرهنگ (چه در سطح شخصی و چه در سطح اجتماعی)، کمبود در تعلیم و تربیت، فقر در بزرگی و سنجیدگی، فقر در ...