قرن
نویسه گردانی:
QRN
قرن . [ ق َ ] (ع مص ) چیزی را به چیزی بستن . || پیوستن چیزی را به چیزی . || دو ستور را در یک رسن باهم بستن . (اقرب الموارد) (منتهی الارب ) (آنندراج ). دو ستور را در یک یوغ فراهم آوردن . || میان حج و عمره جمع کردن . (اقرب الموارد). || سم پای اسب بر جای دست افتاده در رفتن . (آنندراج ).
واژه های همانند
۳۳ مورد، زمان جستجو: ۰.۰۶ ثانیه
غرن . [ غ َ رَ ] (اِ) بانگ و دمدمه و نوحه در وقت گریستن . (برهان قاطع)(آنندراج ). بانگ نوحه و گریستن . مخفف غرنگ . (فرهنگ رشیدی ) (آنندراج ). ...
غرن . [ غ َ رَ ] (ع اِ) مرغی است ، یا عقاب ، یا مرغی است شبیه عقاب . ج ، اَغران . (منتهی الارب ) (آنندراج ). عقاب نر، راجز گوید: «قد عجبت من ...
غرن . [ غ َ رِ ] (ع ص ) سست . (منتهی الارب ) (آنندراج ). ضعیف . (اقرب الموارد).