قوح
نویسه گردانی:
QWḤ
قوح . (ع اِ) ج ِ قاحة بمعنی گشادگی میان سرای . (منتهی الارب ) (از اقرب الموارد) (آنندراج ). رجوع به قاحه شود.
واژه های همانند
۱۲ مورد، زمان جستجو: ۰.۱۶ ثانیه
این واژه به تازگی اضافه شده است و هنوز هیچ کسی برای آن معنی ننوشته است. برای اینکه برای این واژه معنی بنویسید
اینجا کلیک کنید.
همتای پارسی این سه واژه ی عربی این است: ادیکالپین ádikālpin (سنسکریت: ádhikalpin) ***فانکو آدینات 09163657861