قیاس
نویسه گردانی:
QYAS
قیاس . (اِخ ) دهی است از دهستان کچلرات بخش پلدشت شهرستان ماکو، سکنه ٔ آن 209 تن . آب آن از چشمه و مسیل . محصول آن غلات و پنبه . شغل اهالی زراعت ، گله داری و صنایع دستی زنان آنجا جاجیم بافی است . راه مالرو دارد. (از فرهنگ جغرافیایی ایران ج 4).
واژه های همانند
۲۶۴ مورد، زمان جستجو: ۰.۳۸ ثانیه
قیاس جلی . [ س ِ ج َ ] (ترکیب وصفی ، اِ مرکب ) (اصطلاح فقه ) قیاس آشکار و واضح که فهم آن را به آسانی دریابد و بپذیرد در مقابل قیاس خفی . رج...
قیاس شبه . [ س ِ ش ِب ْه ْ / ش َ ب َه ْ ] (ترکیب اضافی ، اِ مرکب ) (اصطلاح فقه ) هرگاه دو موضوع باشد که از نظر قوانین موضوعه یکی مسکوت الحکم ...
قیاس ظنی . [ س ِ ظَن ْ نی ] (ترکیب وصفی ، اِمرکب ) (اصطلاح فقه ) قیاسی است که قیاس کننده به نتیجه ٔ قیاس خود قطع نداشته باشد. اقسام قیاس ...
قیاس علت . [ س ِ ع ِل ْ ل َ ] (ترکیب اضافی ، اِ مرکب ) (اصطلاح اصول و فقه ) رجوع به قیاس اصولی شود.
(Fallacious Reasoning یا Logical Fallacy) در منطق به استدلالی گفته میشود که ظاهر آن درست بهنظر میرسد ولی از نظر ساختاری یا محتوایی دارای نقص است و...
قیاس مرکب . [ س ِ م ُ رَک ْ ک َ ](ترکیب وصفی ، اِ مرکب ) (اصطلاح فقه ) چون قیاسات بسیار بر اثبات یک حکم مجتمع شود آن را مرکب نخوانند، بلکه ...
قیاس فقهی . [ س ِ ف ِ] (ترکیب وصفی ، اِ مرکب ) رجوع به قیاس اصولی شود.
قیاس بنفس . [ س ِ ب ِ ن َ ] (ترکیب وصفی ، اِ مرکب ) کسی یا کسانی را چون خود دیدن و با خود قیاس کردن . خود را ملاک هرچیز قرار دادن . در دیگران ...
قیاس قطعی . [ س ِ ق َ ] (ترکیب وصفی ، اِ مرکب ) (اصطلاح فقه ) و آن قیاسی است که برای قیاس کننده عملاً قطع به نتیجه ٔ قیاس حاصل شود. اقسام ...
قیاس کامل . [ س ِ م ِ ] (ترکیب وصفی ، اِ مرکب ) (اصطلاح منطق ) آن بود که بنفس خودبین باشد. (فرهنگ فارسی معین از اساس الاقتباس ).