قیر
نویسه گردانی:
QYR
قیر. (اِخ ) شهری کوچک است [ از فارس ] و از آب زکان که از کوه دیه خسرویه بر میخیزد مشروب میشود. (نزهةالقلوب ؛ مقاله ٔ سوم ص 118، 217).
واژه های همانند
۵۷ مورد، زمان جستجو: ۰.۷۰ ثانیه
بنات غیر. [ ب َ ت ُ ی َ ] (ع اِ مرکب ) کذب . باطل . || دواهی . (از المرصع).
غیر واژه ای عربی شده از سنسکریت گیره gayra می باشد و مجاز عربی است؛ همتای پارسی این است: نسمر nesmer (نا و سنسکریت smre)
همتای پارسی این دو واژه ی عربی، این است: اویگاس avigās (پارتی).
همتای پارسی این دو واژه ی عربی، این است: اکرت akart (پهلوی)
غیر و اصول دو واژه ی عربی است که پسوند پارسی ی به آن افزوده شده است؛ همتای پارسی اینهاست: زپاک zepāk، زسپان zaspān (پهلوی)
همتای پارسی این دو واژه ی عربی، این است: نارومبیگ rumbig (پیشوند نا و پارتی رومبیگ: ملفوظ).
غیر عربی شده از سنسکریت گیره gayra می باشد و واقع عربی است که پسوند پارسی ی به آن افزوده شده است. همتای پارسی این است: وینامتیچ vināmtic (وینا؛ سنسکری...
همتای پارسی این دو واژه ی عربی، این است: ناویهزیک nāvihzik (نا با مانوی vihez با پسوند پهلوی یک).
این دو واژه عربی است و پارسی آنها این است:
آپراک (سنسکریت: آپراکرْتَ)
این دو واژه عربی است و پارسی آن این است:
یوتیهین (سنسکریت: یوکتیهینَ)