اجازه ویرایش برای هیچ گروهی وجود ندارد

کاذب

نویسه گردانی: KAḎB
کاذب . [ ذِ ] (ع ص ) دروغزن . دروغگو. جلب . غرّار. رجوع به همین مدخلها شود. خائن . مائن . ج ، کاذبون ، کذاب . (مهذب الاسماء). کاذبین . با ترکیبات ذیل آید: اشتهای کاذب یا شهوت کاذب ، مقابل اشتهای صادق . تشنگی کاذب . جوع کاذب . حدیث کاذب . (نفایس الفنون ). رجوع به مدخل صادق شود. درز کاذب . صبح کاذب یا صبح بامداد نخست :
عشوه ٔ صبح کاذب است کز او
خبر آفتاب نشنیدم .

خاقانی .


لاف دینداری زنم چون صبح آخر ظاهر است
کاندرین دعوی ز صبح اولین کاذب ترم .

خاقانی .


صبح صادق پس کاذب چه کند بر تن دهر
چادر سبز دَرَد تا زن رسوا بینند.

خاقانی .


امل چون صبح کاذب گشت کم عمر
چو صبح صادق دل گشت روشن ۞ .

خاقانی .


مشعله ٔ صبح تو بردی بشام
کاذب و صادق تو نهادیش نام .

نظامی .


غشاء کاذب . فجر کاذب . رجوع به فجر شود. تکذیب ؛ کاذب شدن ناقه . (منتهی الارب ). کاذب گردیدن شتر ماده ، یعنی ناقه ای که گشنی کرده شود و دم بردارد و باردار نگردد. کذبت الناقه . (منتهی الارب ).
واژه های قبلی و بعدی
واژه های همانند
۷ مورد، زمان جستجو: ۰.۸۶ ثانیه
همتای پارسی این واژه ی عربی، این است: مِتات (پهلوی) ***فانکو آدینات 09163657861
فجر کاذب . [ ف َ رِ ذِ ] (ترکیب وصفی ، اِ مرکب ) بام بالا. ذنب السرحان . صبح نخستین . دم گرگ . (یادداشت بخط مؤلف ). رجوع به ذیل فجر شود.
خبر کاذب . [ خ َ ب َ رِ ذِ ] (ترکیب وصفی ، اِ مرکب ) آن خبری است که از حد تواتر کمتر باشد. (از تعریفات جرجانی ) ۞ .
صبح کاذب . [ ص ُ ح ِ ذِ ] (ترکیب وصفی ، اِ مرکب ) صبح نخستین . بام بالا. صبح دروغین . فجر کاذب . صبح نخست . ذنب السرحان . دم گرگ . طائع. مقابل ...
سنای کاذب . [ س َ ی ِ ذِ ] (ترکیب وصفی ، اِ مرکب ) رجوع به سنا شود.
کاذب الوعد. [ ذِ بُل ْ وَ ](ع ص مرکب ) دروغ وعده . رجوع به مدخل دروغ وعده شود.
ذات الجنب کاذب . [ تُل ْ جَم ْ ب ِ ذِ ] (ترکیب وصفی ، اِ مرکب ) ذات الجنب خفیف ۞ .
نظرهای کاربران
نظرات ابراز شده‌ی کاربران، بیانگر عقیده خود آن‌ها است و لزوماً مورد تأیید پارسی ویکی نیست.
برای نظر دادن ابتدا باید به سیستم وارد شوید. برای ورود به سیستم روی کلید زیر کلیک کنید.